۱۳۹۲ دی ۱۲, پنجشنبه

قوانین همزیستی در کنار یکدیگر

این گروه یک جامعه‌ی مجازی است که هر شخص با داشتن آزادی‌های فردی باید در چهارچوب قوانین آن فعالیت کند. با عضویت در این فضا متعهد می‌شوید که به مرام‌نامه‌ی آن پایبند باشید. مجموعه قوانین دیگری نیز هستند که با تفصیل بیشتری شرایط فعالیت شما در آن را شکل می‌دهند. این فضا بر پایه‌ی اعتماد به شما امکانات مشخصی را در اختیار شما قرار داده است. با رفتار مسوولانه‌ی خود به جمع صدها کاربر قانون‌مدار آن بپوندید و از این امکانات لذت ببرید.

نکته صفر: بدلیل افزایش مطالب نقد.تولید محتوا و افزایش پست های ارزشمند و جلوگیری از پست های تکراری و زرد و ... غیره سهمیه هر کاربر روزانه 1 الی 2 پست تعیین می شود. هدف از انجام اینکار رفع ازدحام مطالب و افزایش حساسیت کاربر به پست ارسالی اش می باشد تا بر همین اصل هر کاربری در نهایت سلیقه و تمرکز سهمیه خود را استفاده نماید.


نکته یک : هر چیزی که دراین گروه دیدید الزاما به مذاق شما خوشایند نخواهد بود. ممکن است افراد دیگر نظری مخالف نظر شما داشته باشند، ممکن است از چیزهایی لذت ببرند که شما لذت نمی‌برید و یا ممکن است علاقه‌هایی داشته باشند که شما دوست ندارید. اگر کار دیگران به نظر شما شرایط استفاده ازاینجا را نقض می‌کند، به ما گزارش دهید. در غیر این صورت، سری تکان دهید، صفحه را ببندید و وقت و اعصاب‌تان را برای چیزی که دوست ندارید هدر ندهید. به عوض خوشحال باشید که دراین گروه برای (تقریبا) هر نوع سلیقه‌ای محتوا هست.

نکته دوم : روح این گروه بر پایه‌ی آزادی و دمکراسی است. هر کس می‌تواند در چارچوب قوانین، نظر خود را در مورد هر مطلب اعلام کند، رأی بدهد و پست های خود را به رأی و نظر دیگران بگذارد.

نکته سوم : عنوان و خلاصه هر پست باید به زبان فارسی باشد اما محتوای سایت لینک داده شده میتواند زبانی غیر از فارسی داشته باشد.

نکته چهارم :  این گروه به هیچ وجه تهدید، زورگویی، نقض حریم شخصی و پست کردن اطلاعات شخصی دیگران را تحمل نخواهد کرد.این گروه به هیچ وجه از پخش تهمت، دروغ، توهین، نقض حریم شخصی دیگران، تهدید، زورگویی و نژادپرستی حمایت نمی‌کند.این قوانین برای راحتی شما وضع شده‌اند. پس لطفا به ‌آن‌ها پایبند باشید، با جان و دل آن‌ها را پذیرا باشید و دنبال روشی برای دور زدن آن‌ها نگردید. نقض این قوانین می‌تواند باعث پایان دسترسی شما برای همیشه شود.

نکته پنجم :  ادب جمعی و روابط بین‌کاربری: توهین، تهدید، ایراد اتهام، دشنام، گزندگویی و نقض حریم خصوصی

لطفا توجه داشته باشید هدف از این دسته قوانین ایجاد جو پاک و منزه و غیرطبیعی و بسیار دور از جامعه واقعی نیست. این گروه از شما نمی‌خواهد که خود را سانسور کنید. این دسته از قوانین تنها برای تعمیق دو اصل مهم بنا شده‌اند:
اصل اول: جلوگیری از گسترش گفتار نفرت‌برانگیزاننده است که باعث ایجاد پیش‌داوری، تحقیر یا نفرت نسبت به گرو‌ه‌های انسانی مختلف شود.
اصل دوم: ایجاد فضایی امن و بدون مخاطره برای کاربران مختلف تا بتوانند با آرامش در بحث‌ها شرکت کنند.

گفتار نفرت‌برانگیزاننده : (Hate speech)
گفتار نفرت بر ‌انگیزاننده به هرگونه نوشته، گفتار، رفتار یا تصویری اطلاق می‌شود که با توهین یا تمسخر جنسیت، زبان، لهجه، تمایلات جنسی یا هویت جنسی گروه‌های انسانی موجب ایجاد نفرت علیه این گروه‌ها می‌شوند. سخن نفرت‌بر‌انگیزاننده افراد گروه‌های انسانی را در معرض تحقیر، پیش‌داوری یا خشونت قرار می‌دهد و باعث بروز احساس حقارت یا ارعاب و ترس و تهدید بین آنها می‌شود.

یک مطلب در صورتی نفرت‌بر‌انگیزاننده تلقی می‌شود که هر سه شرط زیر را داشته باشد:
الف-این گفتار حاوی توهین به یک انسان است. یک عقیده یا یک باور هر چند تلخ و گزنده شامل این تعریف نمی‌شود.
ب-  توهین مزبور جنسیت، نژاد، زبان، لهجه، تمایلات جنسی، هویت جنسی یا هر صفت دیگر انسانی را مورد هدف قرار دهد که انسان‌ها در انتخاب آنها دخیل نیستند یا دخالت کمی دارند.
ج-  این سخن موجب ایجاد ترس و تحقیر در یک انسان می‌شود.

توهین جنسیتی شامل مطالبی است که با توهین و تمسخر و یا قضاوت در مورد افراد به سبب جنسیت آنها قصد تحقیر افراد انسانی را داشته باشند.
بنا بر اصل آزادی بیان، مطالب حاوی نقد و حتی نقد تند و صریح و حتی به تعبیری توهین‌آمیز عقاید و نظریات حذف نخواهند شد. بنابراین اگر مطلبی به زعم معتقدین به یک ایده توهین‌آمیز تلقی شود تا زمانی که این مطلب هر چهار شرط «گفتار نفرت بر ‌انگیز» را نداشته باشد حذف نخواهد شد. برای احترام به آزادی بیان سعی کنیم که تحمل خود و افراد پیرامون خود را نسبت به مطالب نامطلوب بالا ببریم.
توهین:
توهین گفتاری است که باعث تحقیر و آزار روانی شنونده شود و به واسطه آن فرد احساس کند که مورد حمله قرار گرفته و رنجیده شود.
مانند یک جامعه واقعی نمی‌توان از همه افراد انتظار داشت که با ما محترمانه برخورد کنند. قبل از شرکت در بحث‌های اجتماعی باید سطح حساسیت‌های خود را کاهش دهیم و آماده باشیم که فردی که با او مشغول گفتگو هستیم امکان دارد با شخصی کردن بحث و توهین جلوی بحث منطقی را بگیرد. لذا از شما می‌خواهیم در مورد توهین‌های ساده کمی متحمل باشید. اگر توهین بیشتر از حد معمول و یا همراه با دشنام و فحاشی یا استفاده از عبارات و کلمات رکیک باشد ادمین ها با آن برخورد خواهند کرد.عبارات یا کلماتی رکیک محسوب می‌شوند که اغلب افراد معمول جامعه از به کار بردن آنها در محیط کار یا خانواده خودداری می‌کنند.
گزندگویی (trolling):
 گزندگو یا ترولر افرادی هستند که با بیان مطالب محرک و عصبی‌کننده سعی در منحرف کردن مسیر بحث و جلب توجه افراد به خود را دارند. گزندگوها معمولا در هنگام بحث، بدون توجه به روند منطقی گفتگو با درج مطالب تحریک‌آمیز سعی در عصبی کردن کاربران می‌کنند. گزندگو ممکن است در ظاهر حتی بسیار مودب و متین به نظر آید. او سعی می‌کند از به کار بردن کلمات رکیک خودداری کند اما با این وجود با بیان سخنان خلاف واقع، بی‌ربط و تحریک عواطف مخاطبین آنها را عصبی کند.
توصیه به تمام کاربران این است که به گزندگوها بی‌اعتنا باشند و بدانند که عصبانیت آنها باعث شادی گزندگو می‌شود.تا جای ممکن از بحث با آنها بپرهیزید زیرا بحث منطقی با گزندگو بی‌نتیجه است چرا که او به دنبال قانع کردن نیست و تنها قصد عصبانی کردن کاربران را دارد.
از آنجا که حکم بر گزندگویی یک کاربر کاری بسیار دشوار است، گروه ترجیح می‌دهد در این موارد دخالت نکند و تنها از کاربران می‌خواهد با بالابردن قدرت تحمل و حفظ آرامش و بی‌توجهی کامل با این افراد برخورد کنند. اما از سوی دیگر حضور این افراد باعث بر هم خوردن نظم و ایجاد جو دلسردی و عدم اطیمنان در محیط گفتگو می‌شود و چه بسا که این افراد با «بند» کردن مداوم به یک فرد احساس امنیت کاربران را خدشه‌دار کنند. در این موارد از شما می‌خواهیم به ادمین ها اطلاع دهید.
تهدید و ارعاب :
کاربران گروه به هیچ‌وجه نباید مورد تهدید قرار بگیرند و باید اجازه داشته باشند به راحتی عقاید و نظرات خود را بیان کنند. تهدید کاربران می‌تواند شامل تهدید به افشای هویت آنها یا تهدید به آسیب رساندن به آنها باشد. این گروه در مورد هر گونه نظر یا لینک حاوی مطالب تهدیدآمیز به کاربران با شدت برخورد می‌کند.

نکته ششم : قوانین نگارش

کاربران ایرانی حساسیت زیادی نسبت به حفظ و بزرگداشت زبان و ادب پارسی دارند. همچنین تعداد زیادی از افراد روزانه پست هارا مطالعه می‌کنند.بنابراین دقت در نگارش صحیح فارسی اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. زبان پارسی زبان ملی و ارتباطی تمام ایرانیان از هر گروه و هر قومیت است بنابراین نگارش درست این زبان جزوی از پاسداشت فرهنگ همگانی ماست.
1. غلط املایی بخصوص غلط املایی عامدانه: در مواردی که کاربران دیگر تذکر می‌دهند غلط املایی را تصحیح کنید. اصرار بر نگرش غلط موجب مسدود شدن حساب کاربری خواهد شد. ملاک املای درست یکی از لغت‌نامه‌های دهخدا، معین یا عمید یا نسخه اینترنتی آنها می‌باشد.

2. هر چند سبک‌های مختلف نگارش فارسی در بین نویسندگان رایج است اما جهت هماهنگی بین کاربران و داشتن قانون ثابت، معیار رسم‌الخط در این گروه ، مصوبات فرهنگستان ادب فارسی خواهد بود


نکته هفتم :

1: پرداختن به مباحثی که حول یک شخصیت یا واقعه تاریخی صورت پذیرد و باعث بر هم زدن اتحاد و انسجام اقوام ایرانی شود، به تشخیص مستقیم ادمین های برای سلامت گروه و دوری جُستن از حاشیه، از برگه زدوده خواهد شد. دانستن وقایع تاریخی مهم است و بحدش هم قابل ارائه، تا جایی که به پیکره و بدنه ایرانی و اقوام ایرانی ضربه نزند...
2: هم وندان عزیز بصورت پستهای جداگانه ناراحتی های و بغضها و تصفیه حساب شخصی را در صفحه عمومی گروه مطرح نکنند که این خود استرس و ناراحتی و حاشیه برای همه هموندان گروه را به دنبال دارد.
3:تمامی کامنت ها و دیدگاها و پستهایی که به زبان غیر پارسی (بدون برگردان پارسی)باشند پاک خواهند شد.
4:در اجرای قانون تفاوتی میان هموندان از هیچ تیره و باوری وجود ندارد و در صورت درج مطالب بدون منبع و رفرنس و حاشیه ساز که از دید علمی ، فرهنگی ،تاریخی و اجتماعی که توجیه مستند و علمی نداشته باشند، از برگه حذف خواهند شد.

مطالب خشونت‌آمیز یا تشویق به خرابکاری:
مطالب خشونت آمیز یا تشویق به خرابکاری شامل موارد زیر می‌شود: 1. هر گونه مطلبی که باعث تحریک افراد به خشونت‌ورزی شود 2. کلیه مطالبی که افراد را ترغیب به دست زدن به رفتارهای خطرناکی کند که امکان آسیب جانی یا مرگ داشته باشند. مثل آموزش روش تهیه بمب یا هر آموزش تروریستی. یا ترغیب رانندگی خطرناک. 3. کلیه مطالب و تصاویری که تنها به منظور شوکه کردن مخاطب تهیه شده‌اند و حاوی مطالب به شدت دلخراشی باشند که در حالت عادی از خبرگزاری‌ها پخش نمی‌شود. مانند تصاویر سلاخ‌خانه‌ها 4. این بند شامل تصاویری که به منظور توجه دادن اذهان عمومی به نقض حقوق بشر در کشورهای جهان تهیه شده‌اند نمی‌شود. لینک‌ با محتوای اذیت و آزار حیوانات

پورنوگرافی یا کودک‌آزاری:
1. مطالب شهوانگاری (پورنوگرافی) که تنها به منظور برانگیختگی جنسی تهیه می‌شوند و دارای بار آموزشی یا هنری نیستند. لینک‌های دارای محتوای جنسی در قالب مطالب آموزشی، علمی یا هنری پورن محسوب نمی‌شوند. همچنین ارسال مطالب یا تصاویری که در یک حرکت‌ اجتماعی یا اعتراضی تهیه‌ می‌شوند آزاد می‌باشد. 2. هر گونه مطلب با محتوای کودک‌آزاری. به علت حساسیت قوانین اینترنت و افکار عمومی جهان نسبت به مطالب با محتوای کودک‌آزاری یا سواستفاده از کودکان هر گونه مطلب اعم از نوشته، عکس یا فیلم که در آنها گمان سواستفاده یا آزار کودکان وجود داشته باشد حذف خواهد شد. حتی اگر این مطالب توسط اولیا این کودکان تهیه شده باشد.

اسپم :
اسپم در بخش نظرات عبارت است از درج مکرر یک جمله یا جملات مشابه و تکراری در بخش نظرات لینک‌های مختلف. این جملات معمولا به موضوع بحث بی‌ربط بوده و باعث انحراف جریان گفتگو می‌شوند. به این جهت گروه این نظرات را حذف خواهد کرد. پینگلیش‌نویسی در بخش نظرات از موارد اسپم محسوب می‌شود. بخش نظرات برای درج نظر کاربران در مورد موضوع تعبیه شده است. بخش نظرات بورد تبلیغاتی احزاب و گروه‌ها نیست. درج شعارهای گروهی و حزبی در بخش نظرات بخصوص اگر به طور مکرر صورت بگیرد اسپم محسوب می‌شود.










۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه

"ابو پان تُرک" و امام نقی

«ابو پانِ تُرک» بر امام وارد و عارض شد: یابن رسولولا! شاهنامه کتابیست جعلی و نژادپرستانه که در آن به زنان و اقلیت‌های قومی و مذهبی توهین شده، دیگران را به خشونت ترغیب می‌کند و ... امام فرمودند: تا اینجا نظر من و تو یکی است. سپس شجرۀ طیبه را در حالت آماده‌باش کامل قرار داده و پرسیدند: نظرت راجب قران نقید چیست؟ ابو پان گفت: کلام خداست، برای زنان و دگراندیشان مذهبی احترامی ویژه قائل است، منطبق بر منشور جهانی حقوق بشر است، و خلاصه کتاب صلح و رحمت است! حضرت تبسمی زده، شجره طیبه را غلاف کرده، و فرمودند: لعنت خدا بر شوونیسم فارس که میان ما و شما جدایی انداخته است. "صحیفه بوزقوردیه - باب ینی چری "  

۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

مغولان با اسم هلاکو آمدند و با نام انوشیروان رفتند




این عکس نشانگر سکه ای ارزشمند و تاریخی است متعلق به آخرین زمامدار ایلخانان مغولی ایران که نام ایرانی "انوشیروان عادل" را برای خود بر گزید ! سکه ارزشمند در موزه آذربایجان تبریز ، در بخش سکه های تاریخی و مهر ها نگاه داری می شود و این گنجینه ارزشمند به کوشش شادروان استاد ترابی سکه شناس برجسته تبریزی فراهم امده و بی گمان یکی از ارزشمند ترین گ نجینه ها و کلکسیون های سکه در ایران است . ارجمندی این سکه نه تنها به دلیل تاریخی بودنش ، بلکه از آن روی است که ارج و توان مندی فرهنگی ایرانیان را نشان می دهد و گواهی بر این نکته مهم است که بازماندگان چنگیز خوی وجشی گری و بیابان گردی را رها ساخته و سعی دارند ارج و شان و آوازه را از ایرانیگری و نام پر آوازه ، انوشیروان ساسانی و عدلش بر گیرند و خود را ایرانی جلوه گر دهند !!! انوشیروان عادل مغولی در سالهای میانی سده هشتم و تا 756 هجری (1352 میلادی) ، با پشتیبانی آل چوپانیانی زمامداری کرد که قدرت را در ید خود داشتند و شاهزاده مغولی تبار را به عنوان بازیچه ای در دستان خود داشتند و برای فراگیر ساختن مشروعیت خود ،به جای توسل به نامهای مغولی ، واژه انوشیروان عادل را برای زمامدار مغولی برگزیدند ! مغولان در سال 617 هجری به ایران تاختند ... یورشی وحشیانه و خونین که در تاریخ ایران و جهان کمتر مانندی بتوان برای آن یافت ... اسناد و نوشتار های تاریخی نشان می دهد که اتفاقا ایرانیان در مقام مقایسه با دیگر مللی چون چینی ها و روسها و هندیان بسیار بیشتر به مقاومت در برابر این سیل جانسوز برخاستند .. اما مدافعان گاهی تاوان سهمناکی پرداختند ... وحشیان مغول حتی بر کودکان و زنان و پیرسالان بی دفاع نیز رحم نکردند ... صد ها هزار نفر در سبزوار و نیشابور و هرات قتل عام شدند و جوینی ادیب و سیاست مدار آن زمان پیرامون کشتار مردم نیشابور در تاریخ جهانگشای جوینی چنین می نویسد : در روز چهارشنبه دوازدهم صفر سال 618 حمله آغز گردید . نوادگان چنگیزی با هلاکو زمامداری رسمی را بر ایران زمین آغاز کردند و خود را زمامداران " ایران زمین"خواندند ! این گونه بود که توان مندی و ریشه دار بودن ایرانیان و بالندگی فرهنگ ایرانی دیگر بار رخ نمود ... مغولان به سرعت در آداب و رسوم ایرانی حل شدند و بر گزار کننده نوروز .. اختیار را یکسره به دبیران و کار گزاران ایرانی چون خواجه نصیر الدین طوسی ها و جوینی ها و خواجه رشید الدین فضل الله ها سپردند و دیگر بار اثر بخشی و توان مندی فرهنگ ایرانی آشکار شد ... ایرانیان به مدد فرهنگ و تاریخ ، شمشیر مغولی را به خدمت خود گرفتند و عباسیان بغداد را بر انداختند ! آمده بودند تا به مدد شمشیر بر ملتی تاریخ ساز و دیرین چون ایران غالب شوند !نتوانستند و در کمتر از چند دهه خود یکسره ایرانی شدند و ذوب در حلالی توان مند به نام فرهنگ ایرانی ! این گونه است که نام نواده چنگیز به انوشیروان عادل بدل شد تا آخرین میخ بر تابوت وحشیگری و بی فرهنگی مغولی زده شود ! 

۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

"زنده باد تفرقه" ... قانون جنگل همچنان پابرجاست پس "تفرقه تان مبارک"

خبری بیرون آمد در مورد پس گرفتن امضای تعدادی از اعضای شورای ملی و در کمال تعجب دیدیم که عده ای ظفرمندانه شروع به پایکوبی و شادباش به یکدیگر کردند. گویی پیروزی ای حاصل شده یا قله ای را فتح کرده اند!  نخست اینکه ساختار و دستیابی به یک اتحاد همانقدر که ارزشمند است  بدست آوردنش سخت و دشوار است و دلیل ارزشمند بودنش هم این است که آسان بدست نمیاید. به هر روی همینکه گروههای سیاسی به این باور رسیده اند که تنها در قالب اتحاد است که می توانند موفق شوند و شروع به بحث و گفتمان در این باره شده اند خود گام بلندی است و باید این را به فال نیک گرفت. در طی دهه های قبل هیچ گفتمان جدی ای در اینباره صورت نگرفته است و این خود جهش خوبی است برای دستیابی به آرمانهای یک ملت که تنها با یک اپوزیسیون قدرتمند و مشروع است که می توان به آنها دست یافت زمانی که مخالفان گرد هم آیند. بنابراین در اینگونه موارد چیزی که طبیعی است مجادله ها و قهر و آشتی هایی است که در نهایت به پیمانی مشروع و جامع ختم خواهد شد. کیست نداند این راهی گریز ناپذیر است و کیست نداند یک اپوزیسیون متحد است که می تواند نماینده واقعی مردم ایران باشد.
اما چیزی که جالب بود این است که در کمال شگفتی دیدیم بعضی از دوستان بابت مشکلات پیش آمده جشن گرفته اند! انگار به هدفی که داشتند رسیده اند ! به این دوستان باید گفت "تفرقه تان مبارک".
حرکت شما مثال همان تیم فوتبالی است که مدافعش توپ را وارد دروازه خودی می کند و عوض ناراحتی شروع به شادمانی می کند چون گلی را به ثمر رسانده است. صحبت از شورای ملی نیست. با گفتمانی دلسوزانه همه می توانند در کنار هم و یک خواسته مشترک گرد هم آیند و شورا یا مجلسی ملی تشکیل بدهند. چیزی که در اکثر اپوزیسیون های دنیا تست شده و نتیجه اش هم معلوم است.  صحبت از یک اقبال عمومی و خواست همگانی است که دیر یا زود باید به آن رسید وگرنه در همین منجلاب ضد انسانی باید دست و پا زد. سوال اینجاست خوشحالیتان بابت چیست؟ بابت حصول تفرقه؟ پس باید به این دوستان گفت "زنده باد تفرقه" پیش بسوی ایرانی نابود و مردمی سرکوب شده و گشنه و اپوزیسیونی بدرد نخور ! قانون جنگل همچنان پابرجاست پس بکشید تا زنده بمانید. تبلیغ خود و تخریب دیگری همچنان وجود دارد تا ضامن حیات جمهوری اسلامی شود. اما این را نیک بدانید این رفتار شما خواسته ملت ایران نیست. ملتی که امثال نسرین ها و ستارهایش و مختاری ها و نداها و سهراب هایش خود را فدا کردند تا من و تو  نفس بکشیم. من و تویی که عرضه "ما" شدن نداشته باشیم چگونه می توانیم راهشان را ادامه بدهیم. کافیست نگاهی به سر در وبلاگ ستار بیاندازید تا "چو ایران نباشد تن من مباد" آن لرزه به اندامتان بیاندازد. آری این ایران است که ارزش دارد نه گروههای اپوزیسیون متفرق! شما زمانی ارزش دارید که نماینده یک خواست عمومی باشید نه دستگاه عریض شعار پراکنی. شعار های دهن پرکن مجزای شما برای این مردم نه آب می شود نه نان و تنها اتحادتان است که بدرد این مردم می خورد. حال خوش باشید و به هم شادباش بگویید.
پاینده ایران پاینده ایرانی

۱۳۹۱ آذر ۱۵, چهارشنبه

چهره کریه عده ای پانترک عریانتر از هر وقت ... فرهنگ و صبر و شعور ایرانی این جرات را به آنان داد تا در پایتخت شعار خلیج ع ... سر دهند

قلب آذربایجان مهد ناسیونالیسم ایرانی چندی است از وجود زالوهای مزدور بدرد آمده است. بی شک ایرانیان علی الخصوص آذری های غیور به مجود این ننگ ( پانترکیسم ) واقفند و سالیان درازی است که با آن در تقابلند. آنها یکبار در 21 آذر هزار و سیصد و بیست و پنج جواب این میهن فروشان سر در آخور اجنبی را دادند اما گویی این ویروس مجددا در سایه حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ریشه دوانده است. در بازی پرسپولیس و تراکتور شاهد حظور چندین هزار نفری طرفداران تراکتور بودیم. بازی ای که مسائلی بسیاری در بر داشت علی الخصوص نقاب از چهره کریه فاشیست پانترکی برداشت. نکته جالب توجه این بود که حمایت جمهوری اسلامی از این افراد عیانتر و عریانتر از گذشته خود را نشان داد. جایی که حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی با تمامی دستگاههای عریض و طویل فیلترینگش که بر کسی پوشیده نیست در برنامه نود آن شعار "هارای هارای" عده ای مزدور رو پخش کردند. آنهم در صدا و سیمایی که اتاق های آنالیز و سد های اطلاعات و اطلاعات سپاه در تعیین مشی فکری و تبلیغی جامعه نقشی اساسی داراست.
اما مساله صرفا این نیست. هر کسی که یکبار به استادیوم رفته باشد به خوبی این موضوع را می داند که رد کردن یک فندک در پاره ای از مواقع کاری است نشدنی. حال کدام عقل سالمی باور می کند که یه تماشاگر بنر به چالش کشیدن دولت جمهوری اسلامی را براحتی با خود به داخل ببرد بدون اینکه هماهنگی ای صورت گرفته باشد ؟

در مملکتی که وکیلش که کارش اعتراض است حق اعتراض ندارد و دانشجویش حق سوال پرسیدن ندارد و مجلسش با گوشه چشمی برای سوال و بازخواست وتو می شود چگونه می شود عده ای براحتی این بنر را داخل برده باشند ؟

امروزه بر هر کسی که چندین بار بازی های تراکتور را دنبال کرده باشد به خوبی عیان است که عده ای مزدور جیره خوار هستند که بطور سازماندهی شده در تمامی بازی های این تیم حظور فعال دارند. عده ای که صرفا برای استفاده ابزاری و سر دادن شعار های ضد ایرانی سازماندهی شده اند. مسلما بزرگترین دشمن این گروه خود مردم آذربایجان هستند. مردم ایران ملتی با فرهنگ و صبوراند و تاکنون این عده را هموطن معترض می دانستند. مردمی که خود نان شب ندارند بخورند و با هزاران هزار مشکل دست و پنجه نرم می کنند مردمی که توسط اشغالگران وطن شدیدا سرکوب شده اند و جر هم کسی را ندارند. ولی صبر و تحمل و بردباری ملت ایران این جرات را به این مزدوران بی ریشه داده است تا اینبار لجن پراکنیشان را در پایتخت به نمایش بگذارند. در این بازی از بین چندین هزار نفر تماشاگر تراکتور عده ای 15- 20 نفری اقدام به در آوردن پیراهن کردند تا به سبک ترکیه ای مثلا خود را غمخوار زلزله زدگان آذربایجان نشان دهند. با تبلیغات مسموم و ساپورت سایت های مزدور دیگر تماما سعی کردند این استفاده ابزاری از خون هموطنانشان را به تمامی هواداران نسبت دهند. مردمی که بجای تقلید از اجنبی در کوتاهترین زمان ممکن از جای جای میهن با ارسال کمکهایشان اعم از پتو و لحاف و مواد خوراکی تا خون و شیره وجودشان به یاری برادران و خواهرانشان شتافتند شعور و فرهنگشان را با اقتدار ملی و همگانی نشان داده اند. جای جای ایران امواج کمک های مردمی اش به آذربایجان سرازیر شد تا نشان دهد ایران جای "من" نیست و طی هزاران سال این "ما" بوده که برقرار بوده است. رژیم جمهوری اسلامی همانند مزدوران پانترکش بارها اثبات کرده تا چه اندازه تلاشش را برای تفرقه افکنی ادامه می دهد تا جاییکه کمک رسان های به زلزله زدگان را مستقیما به اوین فرستاد ! و اینک نوچگان و کاسه لیسانی که سرشان در سه آخور جمهوری اسلامی و ترکیه و باکو وقاحت را به حدی رساندند تا در پایتخت کشور شعار ضد ایرانی خلیج ع... را سر دهند.





وای به روزی که خشم این مردم دامنگیر مزدورانی شود که به هویت ملیشان دست درازی کردند.
پاینده ایران . پاینده ایرانی









۱۳۹۱ آذر ۲, پنجشنبه

دهانت را می بویند مبادا ملی گرا باشی


ترس حاکمیت از قدرت گرفتن میهن پرستی ایرانیان هر روز عیانتر می شود. هویتی که طی هزاره ها توانسته هر دشمنی را واپس بزند. هویتی که همواره با فرهنگ و سرشت ناب ایرانی یکی بوده و فرزندانی را به تاریخ معرفی کرده که نسل های ایرانی به آنها می بالند.
مسلما اساس این هویت بزرگترین سد در برابر جمهوری اسلامی است. هویتی که طی قرن ها ایرانزمین را بمانند ققنوسی از خاکستر بلند شده نگاه داشته و هر باره بعد از زمین خوردن این مردم روح آزادیخواهی را در آنان دمیده و مجددا سرپا نگاه داشته تا کمر هر دشمن و متجاوزی را بشکنند.  آری این هویت خاری در چشم این نظام انیرانی است. برای همین این نظام قاتل فرزندان رشید و برومند ایرانزمین است فرزندانی که شرافت را معنا و شجاعت را جامه عمل پوشاندند. فرزندانی که بانگ نه غزه نه لبنان جانم فدای ایرانیشان کاخ پو شالین استبداد را به لرزه در آورد. اینک بعد از پرپر شدن ستار بهشتی و سپس فشار مضاعف به ابولفضل عابدینی نوبت به یورش به منزل مهندس رضا کرمانی رسید. کفتاران نظام اقدام به دستگیری ده تن از میهن پرستان پان ایرانیست کردند و دگر بار نشان دادند چه واهمه ای از میهن دوستان دارند.
درود بر شرف این بزرگان که با وجود بارها دستگیری و شکنجه همچنان نام زیبای ایران از دهانشان نمی افتد.
پاینده ایران پاینده ایرانی


۱۳۹۱ شهریور ۱, چهارشنبه

بابک خرمدین؛ دلاورِ آذرآبادگان و قهرمانِ ایران زمین

مقاومت بابک خرمدین درمقابل خلیفه تازی درس شهامت ۱۴۰۰ سال کشتار تجاوز و غارت سرزمین‌های اهورایی است بدست نوکران تازی غرق در جهل و خرافات تاریخ تا شود با بیداری همگان ورق تاریخ را برروی واقیت‌ها رقم زنیم.. سالگرد او را مردمانی شامل ایرانی‌ها، آذربایجانی‌ها و تاجیک‌ها جشن می‌گیرند و گرامی می‌دارند.


۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه

بیانیه و هشدار فعالین و کاربران " شبکه های اجتماعی " به گروه ها و رهبران سیاسی نسبت به "لزوم اتحاد"




دریغ است ایـران که ویـران شــود    کنام پلنگان و شیران شــود

چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد          در این بوم و بر زنده یک تن مباد

همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم      جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم

همه سربسر تن به کشتن دهیم         بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم


درود بر تمامی ایرانیانی که دل گرو سربلندی و آزادی و آبادی مام میهن دارند.

سروران ارجمند امروز که با شما سخن می گوییم کشور در سراشیبی نابود شدن قرار دارد. وضعیت اقتصادی اسفناکی که ایرانیان را در تنگنا قرار داده و فقر و فسادی که بیداد می کند. موج اختلاف طبقاتی ای که کمر جامعه را شکسته و غارت ثروت های ملی ای که پشتوانه کشور و مردم هست کار را بدانجا کشانده که ایرانی در سرزمین خود بمانند غریبگان روزگار می گذراند و در زیر آوار جان می سپارد بی آنکه سهمی در ثروت های کلان کشورش داشته باشد. دارایی های مردم ایران به یغما می رود و در کشورهای دیگر خرج بلند پروازی های حاکمیت جمهوری اسلامی می شود. غرور ملی لگد مال شده است و فرهنگ و هویت ایرانی زخم ها برداشته است. سخن به درازا نمی بریم که اگر لب بگشاییم نمی دانیم از کدام یک از درد های مردم و کشورمان بگوییم.



همانطور که در جریان هستید جنگی خانمان سوز شروع شده است. جنگی که می رود پیکر نحیف ایران را به ویرانه ای تبدیل کند. همانطور که آگاه هستید بلند پروازی های جمهوری اسلامی در مساله اتمی کشور را در تقابل نظامی با غرب قرار داده است. فرصت های چندین ساله گفتمان تمام شده و آغاز فاز عملی حمله نظامی استارتش در سوریه خورده است. بواسطه همین امر جمهوری اسلامی تمامی هستی و نیستی اش را به سوریه پیوند زده و آماده پرداخت هر هزینه ای می باشد. زمان بسرعت طی می شود و جمهوری اسلامی با رسیدن به لحظه آزمایش موفقیت آمیز اتمی فاصله ای ندارد. بالطبع هیچ ایرانی وطندوستی خواهان حمله به کشورش نیست اما واقع بینانه که بنگریم می بینیم این جنگ اجتناب ناپذیر است و جلوگیری اش از توان ما خارج می باشد. بنابر این ما گروهها و کاربران و فعالان این هشدار را به شما رهبران ارجمند می دهیم که برای حذف هزینه های ویرانگر گرد هم آیید و اتحاد فراگیری را تشکیل دهید تا مشروعیتش مانع افسار گسیختگی متجاوزین شود. پر واضح است که کشوری باید باشد تا بتوان بر آن حکومت کرد پس اولین قدم واجب بر همگی شما این است تا در راستای نجات کشور اختلافات را کنار گذاشته و مناظره ها و جدل هایتان را به فردای آزادی میهن انتقال دهید. مسلما هیچ ایرانی ای در فردا روزی که کشور بر اثر ندانم کاری شما تجزیه شود و یا در رفراندوم و همه پرسی استقلال ایرانی و ایرانی زیر سوال رود یا بواسطه مسائل داخلی جنگ و کشتار داخلی شکل گیرد و ده ها دلیل دیگراین مردم  شما را برسمیت نخواهد شناخت. تا دیر نشده برای اثبات عشقتان به مام میهن و ایرانی بودنتان اختلافات را کنار گذاشته و متحد شوید.



اما روی سخن با فعالین و کاربران و گروههای دیگر
ایرانزمین اکنون به یاری فرزندان خلف خود نیاز دارد. نگذاریم در سایه اختلافات عقیدتی خود کشور و مردممان تنها بمانند و بار دیگر تاریخ تکرار شود. تاریخ چندین هزار ساله ما بارها نشان داده عدم اتحاد ما چه فجایعی ببار آورده است. بفکر فرزندانمان و نسل های آینده ای باشیم که مارا چه خطاب خواهند کرد! امروز سخن از ایران و ایرانی است این است وجه اشتراک همگی ما. برای حفظ و موجودیتش کوشا باشیم . پاینده ایران. پاینده ایرانی



مورد تاییده جمعی از گروههای سکولار. مشروطه پادشاهی.دموکرات. سبزهای سکولار. فعالین کارگری. جمهوری خواه.سبزهای دموکرات. ملی گرا.مشروطه خواه. فعالین قومی و مدنی . فعالین حقوق بشر . وبلاگنویسان و نویسندگان مستقل . حامیان زندانیان سیاسی.



اسامی کاربران امضاء کننده :



  1. پترون                                                   65. ساوالان اغلو 
  2. دودوزه                                                 66. سامان ایران دوست 

  3. بتی                                                      67. آریو برزن 
  4. عقاب سیاه                                             68. ایران دربند 
  5. حامد توحیدی فر                                     69. امین 
  6. هرمیت                                                  70. ارغنون  
  7. شوالیه مقدس                                         71. آرخام 
  8. بهنام                                                     72. دِ لایت
  9.  شهرام                                                 73. آذرماهان 
  10.  رامین راد                                             74. گمنامیان
  11.  سارا ایران بان                                     75.  آذرخش
  12.  بهروز حکمت آرا                                    76. آزادی    
  13.  کیان                                                    77. حامد
  14.  مبارز نستوه                                          78.  میسی  
  15. سیاوش                                                 79. هرمان 
  16. هامون                                                   80.  آیسان
  17. ایران یار                                               81. سلیل 
  18. واهیک                                                  82.  زانیار
  19. کوشان                                                 83. کاوه
  20. فرید                                                    84. تی اسپون 
  21. لیبرتی                                                  
  22. تاج لی                                                                                           
  23. شهریار آزادی                                                                                                      
  24. آزاده پارسی
  25. کاوه ۴۸
  26. سعید الماسی زاده
  27. حمید
  28. علیرضا
  29. فرهاد
  30. شاهرخ
  31. سوگل
  32. بلوچ ایرانی
  33. تیل دان
  34. پسر ایرونی
  35. هومن
  36. سروش سکوت 
  37. گلبانگ آزادی
  38. پیام
  39. آرش
  40. داوود درمنی
  41. سام گشتاسب 
  42. سینا
  43. ریضا
  44.   انوش دادگر                           
  45. خیام ایرانی
  46.   آرش چوپانی 
  47.   آذرخش ( روشنا )
  48.  سعید
  49.  سر آشپز 
  50.  دی دی ن دی دی  
  51.  حامی آزادی  
  52.   کیان     
  53.  دلتا    
  54.  سیامک فرید                                                                                                                   
  55.   آرش 
  56.  ناتور شهر
  57.  کامبو
  58.  ستاره
  59.  سیخونک
  60.  بردیا
  61.  فرهاد سپهری
  62.  فائزه
  63.  درجستجوی آزادی



لیست وبلاگ ها و تارنماهای امضاء کننده :

۱. همبستگی تا رهایی
۲. چو ایران نباشد تن من مباد
۳. پارنابازوس 
۴. پرسیس
۵. سایت ساوالان اوغلو
۶.  اندر باب مبارز نستوه
۷. تچر 
۸. نسلی که از اصلش نیفتاده
۹.
۱۰. سرزمین من 
۱۱. آرتونیس
۱۲. بیان آزاد
۱۳. گرین پرویلس
۱۴. روشنگر نسل سوخته 
۱۵. گمنامیان
۱۶. شکوه پارسی
۱۷. فریاد ۶۰
۱۸. پدافند ایران
۱۹. آذرخش 
۲۰. اینجا ایران است
۲۱. جاوید ایران 
۲۲. حامد توحیدی فر 
۲۳. سایت حامی دموکراسی و همبستگی 
۲۴. سایت تارنمای فردا 
۲۵. سبز آزادی
۲۶. کمرنگ و پررنگ
۲۷. تارنمای فردا
۲۸. دماوندیه
۲۹. باران آزادی
۳۰. ایران من
۳۱. تبرزین
۳۲. آنتی حماقت
۳۳. سیخونک
۳۴. ستاره ی ایران
۳۵. سایت فضول محله



۱) در همین رابطه حزب پان ایرانیست گفتگویی با رضا کرمانی انجام داده است که مختصر اینجا گذاشته می شود:


 به عنوان آخرین سوال، فکر می‌کنید راه برو رفت از بحران ایران چیست؟ 

فکر می‌کنم اتحاد گروه‌های سیاسی مختلف تنها با اتحاد و همبستگی می‌توانند حرکت‌های موثری انجام دهند. نگاه‌ها باید به داخل باشد. دیگر نباید ملت ایران منتظر هواپیمایی باشند که مانند سال ۵۷ از خارج بیاید و سرنوشت کشور را تغییر دهد. جوانان ایران باید آگاهانه در مسیری گام بردارند که خودشان بتوانند سرنوشت مملکت را تغییر دهند.
نکته مهم ایجاد یک وحدت ملی است به خصوص الان که ایران در خطر تجزیه و حمله نظامی کشورهای دیگر قرار دارد. ما نباید بگذاریم اختلاف ما با حکومت کشورمان را در خطر قرار دهد یا حقوق و امنیت ملیمان با تهدید مواجه شود.

و کلام آخر؟ 

من از تمام گروه‌های ملی گرا می‌خواهم که با هم متحد شوند و به سوی تعریف اهداف مشترک گام بردارند. اختلافات گذشته که در مورد دکتر مصدق یا محمد رضا شاه پهلوی و همچنین حمایت از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی وجود داشته را باید فراموش کرد و در این روزهای حساس و سرنوشت ساز برای ایران به سوی همبستگی گام برداشت. اختلاف دیدگاه بین احزاب مختلف ملی طبیعی است و به همین دلیل است که هر کدام در حزبی مشغول به فعالیت هستیم اما ما باید بتوانیم چنان عمل کنیم که یک حکومت مبتنی بر حاکمیت ملی بیاید سر کار و در تمام موارد آرای مردم حاکم شود.

                                                                               .......

۲) به فعالین سیاسی هم در رابطه با خطر جنگ گوشزد شد که مطلب در تارنمای ایران گلوبال نیز انتشار یافت، چکیده ای از مطلب منتشر شده در ایران گلوبال

یکی از مهمترین خطراتی که در شرایط کنونی به آن نزدیک می شویم خطر وقوع جنگ است که بنا به شواهد موجود در این شرایط نتنها شعار نیست بلکه جامه عمل به خود گرفته است. دستیابی ایران به غنی سازی با خلوص بالا و نزدیک شدنش به 90% که بعد از آن زمانی برای رسیدن به بمب اتمی نمی ماند باعث شده کشورهای غربی سیاست تحریم و انزوا و گفتگوها دیپلماتیک را غیر کارامد بدانند و با توجه به زمان اندکی که مانده تا جمهوری اسلامی به این فناوری دست یابد تنها عامل بازدارنده را حمله نظامی بدانند. آمریکا مدت مدیدی بمب های سنگر شکنش را به اسراییل نمی داد ولی اکنون تحویل دادن بمب های سنگر شکن به اسراییل . همینطور ناوهای آمریکایی موجود در خلیج فارس که مسلما برای هالیدی نیامده اند و همچنین موضع گیری های رسمی و واضح سیاستمداران و گروههای آمریکایی و اروپایی از جمله میت رامنی. بنیامین نتانیاهو. ایهود باراک. رامسفلد و .... همه گواه این واقعیت تلخ هستند که اولتیماتوم نزدیکی حمله اسراییل کاملا واقعیت دارد. اما در این میان ج.ا که در خواب شیرین حمایت روس ها است با تشکیل اتاق جنگ با خوش خیالی به پیشواز جنگی می رود که ایران را به مرز نابودی خواهد کشاند و زن و مرد ایرانی را تباه خواهد کرد.جنگ با اسباب بازی های روسی و چینی که هیچ شانسی در برابر سلاح های پیشرفته غربی ندارد و تنها ویرانی. بدبختی و فلاکت و نابودی تمامی زیر ساخت ها و عقب ماندگی بسیار بیشتر را برای ما داراست. سقوط سوریه این حمله را جلوتر خواهد انداخت
















۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

اساسنامه "اتحاد" اپوزیسیون برای نجات کشور



پیش گفتار :
تاریخ هر سرزمینی را فرزندان برومند و رشید آن سرزمین خواهند ساخت. سیر به آزادی فقط از جانب دلسوزان و میهن پرستانی شکل می گیرد که دل در گرو عشق به میهن و مردمشان دارند و بدور از هیچ چشمداشتی سر براه آبادانی و عزت میهن خود می گذارند. در تاریخ ایرانزمین ما نمونه های بسیاری از این افراد بوده اند که سینه به سینه و نسل به نسل در تاریخ مبارزات شان برای آزادی میهن این امانت و وظیفه پاسداشت از آنرا به ما انتقال داده اند. تجربیات نسل ما و اتفاقات اخیر ایران بیش از پیش این مهم را برای ما مسجل می کند که علت اصلی ماندن حاکمیت جمهوری اسلامی بر اریکه قدرت نبود وفاق و اتحاد بین همگی ماست. اتحادی که سرمنزله قدرت بسیار زیادی برای برپایی دموکراسی در کشور است و در نبود آن این فقط حاکمیت است که بهره های کلانی را از آن نصیب خود می کند و روزانه میلیون ها دلار ضرر بر مردم ایران وارد می شود. چه بسا برای عدم شکل گیری این اتحاد دستگاه های اطلاعاتی رژیم شبانه روز در تلاش هستند و با سیاست تفرقه افکنی مانع شکل گیری این مهم شوند هر چه باشد این موضوع تهدید مستقیمی برای موجودیت این رژیم محسوب می شود. تجربه وقایع معاصر به کنار. اینکه ما اکنون در چه زمانی هستیم و در کدام نقطه ایستاده ایم اهمیت دو چندان دارد. کشور در شرایط جنگی است و با گذشت هر ثانیه به جنگ ویرانگری نزدیک می شویم که در صورت عدم اتحادمان دودش فقط به چشم ایران و ایرانی خواهد رفت. اما در صورت متحد شدن می توانیم هزینه های بسیار زیادی را دفع کرده و از شرایط به نفع خود استفاده کنیم. نیاز نیست به اهمیت و لزوم اتحاد اشاره کنیم چون امری است بسیار بسیار ضروری آنهم در این شرایط نفس گیر
موقعیت کنونی و تهدیدها 
۱) اولین خطر موجودیت خود این رژیم است که با استعمار و چپاول ثروت های ملی و انسانی کشور را به نابودی کشانده و جدای غارت ثروت ملی ایرانیان دستش به خون میلیونها جوان ایرانی آغشته است. این رژیم دشمن اول موجودیت ایران و ایرانی است. رژیم استبدادی که جدای چپاول ملت ایران تبعیض جنسیتی و اعدام در آن حرف اول را میزند و ایرانیان را با اعتقادات و عقاید دیگر ملهد و کافر می نگارد و اعدام در آن شکوه تلقی می شود. حاکمیتی که بین ایرانیان و اقوام ایرانی با هزاران دسیسه تفرقه ایجاد می کند و جامعه را بخش بندی می کند. اقتصاد انحصاری را به جایی رسانده است که اختلاف طبقاتی بیداد می کند و ایرانی باید هر روز فقیرتر از دیروز باشد و در آرزوی سیر کردن خانواده اش شب را به صبح برساند.
۲) یکی از مهمترین خطراتی که در شرایط کنونی به آن نزدیک می شویم خطر وقوع جنگ است که بنا به شواهد موجود در این شرایط نتنها شعار نیست بلکه جامه عمل به خود گرفته است. دستیابی ایران به غنی سازی با خلوص بالا و نزدیک شدنش به 90% که بعد از آن زمانی برای رسیدن به بمب اتمی نمی ماند باعث شده کشورهای غربی سیاست تحریم و انزوا و گفتگوها دیپلماتیک را غیر کارامد بدانند و با توجه به زمان اندکی که مانده تا جمهوری اسلامی به این فناوری دست یابد تنها عامل بازدارنده را حمله نظامی بدانند. آمریکا مدت مدیدی بمب های سنگر شکنش را به اسراییل نمی داد ولی اکنون تحویل دادن بمب های سنگر شکن به اسراییل . همینطور ناوهای آمریکایی موجود در خلیج فارس که مسلما برای هالیدی نیامده اند و همچنین موضع گیری های رسمی و واضح سیاستمداران و گروههای آمریکایی و اروپایی از جمله میت رامنی. بنیامین نتانیاهو. ایهود باراک. رامسفلد و .... همه گواه این واقعیت تلخ هستند که اولتیماتوم نزدیکی حمله اسراییل کاملا واقعیت دارد. اما در این میان ج.ا که در خواب شیرین حمایت روس ها است با تشکیل اتاق جنگ با خوش خیالی به پیشواز جنگی می رود که ایران را به مرز نابودی خواهد کشاند و زن و مرد ایرانی را تباه خواهد کرد.جنگ با اسباب بازی های روسی و چینی که هیچ شانسی در برابر سلاح های پیشرفته غربی ندارد و تنها ویرانی. بدبختی و فلاکت و نابودی تمامی زیر ساخت ها و عقب ماندگی بسیار بیشتر را برای ما داراست. سقوط سوریه این حمله را جلوتر خواهد انداخت
۳) گروههای مزدور تجزیه طلب که در شهرهای مرزی ایران آماده فرصتی برای اعلام استقلال هستند با زیرکی و استقبال از این جنگ در سکوتی خاموش در حال آماده شدن برای این نیت شوم هستند. آذربایجان و کردستان ایران بعلاوه خوزستان مناطقی هستند که این افراد در آنجا نفوذ دارند و با تبلیغات مسموم و دروغین با استفاده از تفرقه افکنی های جمهوری اسلامی ماهها و سال ها در حال آماده کردن افکار عمومی بوده و هستند. ارتباط این گروهها با باکو و ترکیه و کردستان عراق و عربستان امری اثبات شده است و مدارک بسیار زیادی در این مورد در دسترس است.




اما چرا "اتحاد" ؟ 


بجز بار معنای قدرتمند این واژه بهتر است به ژرفای آن بنگریم. لازمه پیشرفت هر جامعه ای وجود تمامی نگرش های سیاسی متعلق به آن جامعه است. همانطور که جمهوری خواه باید باشد به همان میزان وجود سلطنت طلب لازم است و همینطور دیگر گروه ها. وجود تفکرات مخالف لازمه پیشرفت یک جامعه است که باعث می شود بعد سیاسی اجتماعی در آن کشور هیچگاه به سمت توتالیتر و یکنواختگی استبدادی نرود. اما در این زمان و حال و هوای اسفناک کشورمان درگیری و عدم اتحاد گروهها بمانند سمی مهلک است که جان کشور را می ستاند. مناظرهای سیاسی قبلتر بوده و در آینده هم در فضایی آزاد و محترمانه بدور از کینه ورزی باید وجود داشته باشد تا جامعه نیل به پیشرفت کند اما اکنون خیر. در یک کلام ساده باید گفت ابتدا باید استعمار و استبداد را سرنگون کرد تا بتوان دموکراسی را برقرار نمود و هیچ گروهی به تنهایی قادر به انجام اینکار نیست. ساده تر اینکه باید کشوری باقی بماند و وجود داشته باشد تا بتوان بر آن حکومت کرد و با روند کنونی و خطراتی که ذکر شد کشور بسرعت بسمت فروپاشی پیش می رود. پس در این برهه زمانی فقط اتحاد است که نجات بخش می باشد. تمامی گروههای سیاسی یک کشور سوگند در اولین اصلشان عشق به میهن و مردم شان است و اصولا فلسفه بنیادی و تشکیل دهنده شان برای پیشرفت و عزت و بزرگی مردم و کشورشان یاد شده است بنابر این بر همه ما واجب است که طبق اصل اول تمامی اعتقادات سیاسی ای که داریم دلسوزانه اختلاف هایمان را کنار گذاشته و دست در دست هم کشورمان را حفظ کنیم. اگر واقعا فرزندان خلف این مرز و بوم مقدس هستیم باید تا نجات کشور و برقراری دموکراسی شانه به شانه هم عشقمان به میهنمان را اثبات کنیم. تا برقراری دموکراسی باید پاسدار این اتحاد باشیم و بعد از آن در فضایی محترمانه در رقابتی سالم با هم بپردازیم و به خواسته مردم و شعورشان احترام بگذاریم .


اهداف و مزیت های اتحاد 

۱) بار شخصیتی این عمل اشاره ای است مستقیم به بلوغ و شعور سیاسی یک کشور. همه ما قبل از اینکه با دشمنی واحد بنام جمهوری اسلامی مواجه باشیم باید اول در درون خود تخم نفرت و خودخواهی و تمامیت خواهی را از بین ببریم. این خودخواهی و تمامیت خواهی ماست که جامعه را بسمت تک قطبی بودن و استبداد سوق خواهد داد. باید به رقابت سالم اعتقاد داشت تا بتوان استبداد را نفی کرد. و اما اهداف اتحاد ...
 1. اگر واقع بین باشیم تو فرصت باقی مانده با اتحادمان می توانیم تمامی قشر های جامعه را بیدار کنیم. اقشاری که در خواب هستند و نسبت به خطرات اطلاعی ندارند و با سیاست های ج.ا مانند بالا پایین کردن یارانه و دلار و مرغ و ... تمرکزی برایشان باقی نمانده است و اسیر بازی های سیاسی حاکمیت هستند. بعد از این پروسه و متحد شدن گروهها فشار بر روی سران احزاب اپوزیسیون شروع می شود. بی شک تمامی این سران می دانند که موجودیتشان در راستای خواست و اراده ملتشان است و حتی اگر بنا به مسائل شخصی مایل نباشند بر اساس این اصل مجبور به تشکیل شورای ملی و یا دولت در تبعید خواهند شد. در سایه این شورا و دولت تمامی مردم و مبارزان در داخل و خارج صدایی مشترک خواهند یافت. صدایی رسا و قدرتمند و زیر یک پرچم اقتداری بسیار زیاد و چندین برابر کسب خواهند کرد. با تشکیل این شورا و وحدت ملی مردم حاکمیت مجبور به کاهش فشار خواهد بود چون بیم آن می رود که با یک بیانیه کلی انفجار وسیعی شکل گیرد که تمامیتش را بر باد دهد و حتی اگر عقب نشینی نکند این شورا کاری بس راحت تر خواهد داشت و در راستای براندازی این رژیم و با وحدت و مشروعیتی که داراست می تواند ابتدا مبارزات را سازماندهی کند و سپس با فراخوان های اعتصابات کلی سقوط را تسهیل بخشد. یادمان باشد وقتی یکی از گروهها فراخوان می دهد ده تا گروه دیگر کنار می ایستند نتنها محکوم به شکست هستیم بلکه جان مابقی هموطنان آزادی خواهمان را به خطر می اندازیم. این وحدت ماست که باعث می شود با یک فراخوان و یک صدای بلند و قدرتمند چنان سیلی روان شود که از پایه بساط استبداد را بر چیند. این اولین هدف و لازمه اتحاد است

۲) با توجه به خطر نزدیکی جنگ حالت اول و سقوط بدست مردم شانس بالایی ندارد. هیچ وطندوستی خواهان جنگ نیست و حاضر نیست کشورش مورد حمله قرار بگیرد ولی واقع بینانه که بنگریم متاسفانه قدرت ما در اندازه جلوگیری جنگ نمی باشد اما می توانیم اگر این جنگ صورت گرفت به آن جهت بدیم جهتی در راستای منافع مردم و کشورمان. این وحدت می تواند در بعد از جنگ نقش بسزایی بازی کند. واقعیت این است که ما اکنون به معنای واقعی کلمه چیزی بنام اپوزیسیون نداریم. گروههای مجزا و عدم اتحاد گروهها کلیتی را معیار قرار نداده تا بتوان با آن وارد مذاکره شد بنابر این با تشکیل شورای ملی و اتحاد اپوزیسیون غرب قبل از حمله ملزم به تعامل با آن خواهد شد. غرب بخوبی می داند که اگر با اپوزیسیون ایران و مردمش وارد تعامل نشود هزینه های بسیار زیادی را متحمل خواهد شد بنابر این در این شکی نیست که بسرعت شورای ملی برسمیت شناخته می شود و این خودش یک گام در راستای عقب نشینی و چه بسا سقوط جمهوری اسلامی است. با تشکیل این شورا غرب ملزم می شود که تمامیت ارضی ایران را و همینطور برگزاری رفراندوم و همه پرسی در ایران را بعد از سقوط ج.ا برسمیت بشناسد و از انجام هرگونه مداخله در آن بپرهیزد. مسائل بسیار زیاد دیگری هستند که با تشکیل این شورا غرب ملزم به تعامل با آنهاست و این به نوبه خود نتنها دست تجزیه طلبان را کوتاه خواهد کرد بلکه از استعمار و گماشتن نیروهای بیگانه جلوگیری خواهد کرد وگرنه اگر نتوانیم این اتحاد و این شورا را تشکیل دهیم آش همان آشی خواهد بود که در گذشته تجربه اش کردیم. این شورا صدای مردم ایران است و از جانب مردم با غرب گفتگو خواهد کرد.


۳) این شورا متشکل از نماینده های گروههای مختلف اپوزیسیون است بجز گروهها و افرادی که ضدیت با تمامیت ارضی و هویت ایران و ایرانی دارند و پیشینه آنها مشروعیتی نزد مردم ایران ندارد.این شورا ملزم است تا مبارزات آزادیخواهانه ملت ایران را تا برقراری دموکراسی و برگزاری همه پرسی و رفراندوم رهبری کند. هر کدام از نماینده های گروهها برای عضویت در این شورا باید از طرف گروه شان معرفی شوند و در این شورا سیاست ها و بیانیه های مبارزاتی و سیاسی اعلام خواهد شد و تمامی گروهها ملزم به حمایت از آن دارند. کوتاهی در تشکیل این شورا که به منزله نجات کشور است از اساس معیار خدمتگذاری یا خیانت یک حزب و گروه قلمداد می شود و هر گروهی که در این راه سنگ اندازی کند مصداق کامل خیانت را انجام داده است. برای نجات ایران عزیز باید عشقمان را بدین گونه اثبات کنیم. در این موج ملی جایی برای خودفروختگان و خودخواهان و تمامیت خواهان وجود ندارد. 
پاینده ایران پاینده ایرانی

۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

وطن امروز اسیر دو سه تن بی وطن است و ما در پی نخود سیاه

جناب واحدی در نقدی بسیار بجا مطلبی رو عنوان کردند که در اینجا آنرا می خوانیم :
هیچ نشانه ای وجود ندارد که ثابت کند کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس، نسبت به سالهای قبل که قطعنامه های ضد ایرانی صادر می کردند در موقعیت ضعیف تری قرار داشته باشند. پس علت حذف بند مربوط به «ادعای امارات نسبت به سه جزیره ایرانی» را باید در همان
خبر غیر رسمی جویا شد گه هفته گذشته در شبکه های مجازی و رسانه های مخالف حکومت ایران منتشرشد   درچهل و هشت ساعت نخستین پس از دوازدهم اسفند ماه، در مورد حضور سیدمحمد خاتمی در نمایش انتخابات، به اندازه  کافی سخن گفته شد و می رفت که این سوژه، به بایگانی سپرده شود اما برخی افراد که ظاهراً از طرفداران رئیس جمهور پیشین ایران تلقی می شوند به بهانه توجیه و تفسیر حرکت اخیر او،  تا کنون از بسته شدن این پرونده مشکوک جلوگیری کرده اند. در ابتدا به نظر می رسید انگیزه اصلی از طرح مکرر و البته همراه با تحقیر این حضور توسط  سخن گویان جمهوری اسلامی، سر گرم سازی اپوزیسیون به این ماجرا و  غفلت از رسوایی بزرگی بود که  به دلیل تحریم گسترده انتخابات، نصیب حکومت شده است. اما  ظاهراً این هدیه غیر مترقبه، در عرصه های دیگر نیز برای حکومت، دستاوردها و نتایجی داشته است که البته، به دلیل  فاصله عمیق میان حکومت و مردم، معمولاًآنچه که سران نظام را منتفع می سازد برای ملت و کشور ایران جز خسارت، چیزی به همراه ندارد. چهار روز قبل و در حالی که بحث بر سر شرکت خاتمی در انتخابات، هم در صدر  رسانه های دروغ پرداز حکومتی قرار داشت  و هم نحله های مختلف اپوزیسیون را به خود مشغول کرده بود خبری ظاهراً کوتاه  به عنوانی خبرمحرمانه در برخی شبکه های مجازی منتشر شد. موضوع  این خبر،  عقب نشینی سران نظام جمهوری اسلامی در موضوع جزایر سه گانه برای کاهش فشار ها برخود بود. اگرچه  اغلب شبکه های مجازی، به سرعت تحت تأثیر این خبر قرار گرفتند اما آنگونه که انتظار می رفت تحلیل های  مناسب سیاسی و واکنش های همراه با آگاهی رسانی دقیق پیرامون آن، در اختیار افکار عمومی قرار نگرفت. این در حالی است که اکنون این موضوع تنها به هشدار برخی رسانه های معارض و منتقد، محدود نیست بلکه اندکی تأمل در اخبار رسمی، صحت نگرانی ها و دغدغه ها در این موضوع را آشکارمی سازد.
 کسانی که اخبار مربوط به  جزایر سه گانه ایرانی را تعقیب می کنند می دانند هرگاه  سران کشورهای عضو شورای همکاری (خلیج فارس) یا وزرای خارجه این کشور ها  نشستی بر گزار کرده اند  موضوع جزایر و پشتیبانی از ادعای گزاف امارات عربی متحده نسبت به آن،از موضوعات ثابت برای ایشان بوده و در قطعنامه های  پایانی آن نشست ها نیز، همواره بند تکراری   برای حمایت از ادعاهای امارات وجود داشته است. حتی در روز دوازدهم آذر ماه سال هزار و سیصد و هشتاد وشش سال که محمود احمدی نژاد در نشست سران شورای همکاری در دوحه پایتخت قطر شرکت کرد سران عرب حاضر در جلسه، در بیانیه پایانی خویش به صورت واضح و آشکاراز ادعای مالکیت امارات بر جزایر تنب  بزرگ و کوچک و ابو موسی حمایت کردند که موجب انتقادات شدید از احمدی نژاد در داخل کشورشد. اما برای نخستین بار از سال هزار و نهصد و هشتاد و یک میلادی - زمان تشکیل شورای همکاری خلیج فارس - در نشست  چندی قبل شورا که درریاض  بر گزار شد موضوع جزایر در دستور کار قرار نگرفت. این تغییر عمده  در حالی  در محتوای قطعنامه های شورای همکاری  اتفاق  افتاد که نه  تنها از مجموع انگیزه های کشورهای عربی برای مخالفت با جمهوری اسلامی  کاسته نشده، بلکه قرار گرفتن مقامات بلند پایه  حکومت ایران در کنار حاکم سوریه، انگیزه های جدیدی در میان سران عرب  برای نشان دادن مخالفت  با نظام جمهوری اسلامی ایجاد کرده است. شاخ و شانه کشیدن  رسانه های حکومتی در برابر سران عربستان و برخی کشورهای دیگر منطقه هم در این میان مزید بر علت شده است. در عرصه بین المللی  هم   با اطمینان می توان گفت که ایران، ضعیف ترین موقعیت خود در سال های اخیر را سپری می کند. از سوی دیگر، هیچ نشانه ای وجود ندارد که ثابت کند کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس، نسبت به سالهای قبل که قطعنامه های ضد ایرانی صادر می کردند در موقعیت ضعیف تری قرار داشته باشند. پس علت حذف بند مربوط به «ادعای امارات نسبت به سه جزیره ایرانی» را باید در همان خبر غیر رسمی جویا شد گه هفته گذشته در شبکه های مجازی و رسانه های مخالف حکومت ایران  منتشرشد  و قرائن و شواهدی از آن در خبری که در روزنامه کیهان روز سیزدهم دی ماه جاری چاپ شد قابل مشاهده بود: «منابع عربي در خصوص علت مطرح نشدن قضيه جزاير سه گانه در اين بيانيه گفتند، حذف اين قضيه از بيانيه بنا به خواست مقامات اماراتي بوده است، چرا كه آنها رايزني با ايرانيها را براي دستيابي به راه حلي در اين خصوص آغاز كرده اند.»
 آنچه نگرانی  ها در این مورد را افزایش می دهد سفر از پیش اعلام نشده وزیر خارجه امارات به تهران بود که  چند روز قبل انجام شد و با شادمانی زاید الوصف فرزند شیخ زاید به پایان رسید. همین شیخ، کمتر از شش ماه قبل در مجمع عمومی سازمان ملل نطقی بسیار شدید اللحن علیه ایران ایراد کردو پس از آن هم ایران را از حیث اشغالگری، بدتر از اسرائیل نامید. جدید ترین اظهار نظر وزیر خارجه امارات قبل از سفر هفته  گذشته خود به تهران، تأکید او بر «همکاری امارات و امریکا برای جلوگیری از بسته شدن تنگه هرمز توسط  ایران» بود اما در اوج انتشار اخبار غیر رسمی در خصوص «کوتاه آمدن سران جمهوری اسلامی  در موضرع جزایر» زاده شیخ زاید  ناگهان به ایران آمد و درپایان سفر چند ساعته خود در برابر خبرنگاران اظهار داشت:«اعتقاد دارم كه هرگونه پيشرفت ايران در كل منطقه تاثير خواهد داشت، چرا كه در اين كشور فرهنگ و تمدن از گذشته تاكنون ساري و جاري و متصل بوده است.».
 حقیقت آنست که نه به امانت داری مقانات جمهوری اسلامی در این زمینه اعتمادی هست و نه رسانه های وابسته به حکومت، اجازه دارند حتی گوشه ای از واقعیات مربوط به آنچه هم اکنون بین مقامات جمهوری اسلامی و شیوخ امارات می گذرد را افشا کنند. رسانه هاو فعالان سیاسی منتقد هم که به شدت مشغول « سوژه خاتمی » هستند. در نتیجه، نه تنها رسوایی نظام  در انتخابات را فراموش شده  بلکه نا خودآگاه، فضای امنی برای حکومت فراهم گردیده تا در کنار آتش زدن به منابع زیر زمینی کشور از طریق انعقاد قرار دادهای خائنانه نفتی  (به منظور جلب حمایت روسیه و چین)،  در مورد جزایر سه گانه  ایرانی هم هر گونه که می  خواهند، ایران فروشی کنند.
 دوستان! اقدام خاتمی نیاز به بررسی بیشتر ندارد. شاید او  در حال تشکیل جبهه ای جدید از کسانی است که ادعای جنبش سبز در خصوص «غیر قابل اعتماد بودن حکومت برای برگزاری انتخابات آزاد»  را باور ندارند. پس بهتر است او را آزاد بگذاریم که آنچه را به صلاح خویش، یارانش و نظام جمهوری اسلامی می داند انجام دهد. رها کردن این سوژه، وقت و انرژی کافی  را به کمپین کسانی که نگران «ایران فروشی های رایج» در نظام جمهوری اسلامی هستند  باز خواهد گرداند. ایا کسی تردید دارد که این موضوع، صدها برابر مهم تر از بحث شرکت خاتمی در انتخاباتی است که رسوا بودن آن برای حکومت هم آشکار است؟
این موضوع در جای خود بسیار حائز اهمیت است چه بسا تمامیت ارضی کشور که می رود با خیانت و چپاول عده ای ضد ایران و ایرانی دشنه ای خوفناک را بر تار و پود مام میهنمان بکشد وظیفه تک تک ماست که از خاک و جان و مالمان جانانه دفاع کنیم. امروز این بر ما واجب است که نتنها دست در دست هم نهیم و با اتحادی فراگیر طومار این دشمنان را در هم بپیچیم و کشور و مردممان را نجات دهیم. آزاد باد ایران پاینده باد ایران

۱۳۹۰ اسفند ۱۷, چهارشنبه

بزرگمردی که همچنان پایبند به عهدی که با مردم بسته بود ایستاد... میر حسین : رای ندادم

به نقل از وبسایت کلمه میرحسین موسوی در دیدار با دختران خود با تاکید بر اینکه در انتخابات شرکت نکرده است و رای نداده است همگان را به صبر و گذشت برای خدا توصیه کرده و گفت که در راه حق صبر و گذشت هردو با هم مهمند.پس از مدتها محدودیت و قطع دیدارها و برای دومین بار درطول یکسال بازداشت زهرا رهنورد و میرحسین موسوی با دختران خود دیدار کردند. براستی که درود بر شرفت میر حسین. تو مردانگی را معنا کردی

۱۳۹۰ اسفند ۱۵, دوشنبه

زنگ خطر برای ایرانیان به صدا درآمد... خوابهای شوم جمهوری اسلامی و اعراب برای جزایر ایرانی

به نقل از ندای سبزآزادی

عقب نشینی بی سروصدای ایران در موضوع جزایر ایرانی
بدون شک پذیرش یادداشت طرف اماراتی مبنی بر بحث، گفتگو و بررسی موضوع جزایر، برای اولین بار در دو دهه گذشته صورت گرفته و به عنوان اولین گام در جهت واگذاری بخشی از حاکمیت ملی و حقوق حقه ملت ایران به طرف اماراتی تلقی خواهد شد.
مسوولان سیاست خارجی کشورمان پیش از این تاکید می کردند که ایران هرگز نمی تواند وارد گفتگو درباره واگذاری حاکمیت بخشی از سرزمین خود شود. در حالی که حاکمیت فعلی با پذیرش این موضوع، بدعت و رویه تازه ای را ایجاد کرده است.
03/04/2012
ندای سبز آزادی: گزارش رسیده به ندای سبز آزادی حاکی است، مقامات جمهوری اسلامی در اقدامی بی سابقه و در سایه بی اطلاعی افکار عمومی، به شکل محرمانه گفت و گو با امارات متحده عربی درباره جزایر سه گانه را پذیرفته اند. به گزارش ندای سبز آزادی، علی لاریجانی، رئیس مجلس، در ملاقات اخیر خود با مسوولان اماراتی، از پیشنهاد مقامات این کشور مبنی بر تعیین نماینده عالیرتبه دو کشور جهت بررسی موضوع جزایر سه گانه ایرانی (ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک) استقبال کرده است. متعاقبا طرف اماراتی پیش نویس یادداشت تفاهم درخصوص جزایر ایرانی را به سفارت ایران در ابوظبی تسلیم کرده و ضمن معرفی شیخ منصور به عنوان نماینده امارات، خواستار معرفی نماینده عالیرتبه ایرانی شده است.
بر اساس این گزارش در مرحله کنونی و پس از هماهنگی رهبر جمهوری اسلامی، دولت و مجلس، قرار است ثمره هاشمی، چهره پرنفوذ دولت احمدی نژاد به عنوان نماینده عالیرتبه ایران در گفتگو با امارات معرفی شود.
بدون شک پذیرش یادداشت طرف اماراتی مبنی بر بحث، گفتگو و بررسی موضوع جزایر، برای اولین بار در دو دهه گذشته صورت گرفته و به عنوان اولین گام در جهت واگذاری بخشی از حاکمیت ملی و حقوق حقه ملت ایران به طرف اماراتی تلقی خواهد شد.
مسوولان سیاست خارجی کشورمان پیش از این تاکید می کردند که ایران هرگز نمی تواند وارد گفتگو درباره واگذاری حاکمیت بخشی از سرزمین خود شود. در حالی که حاکمیت فعلی با پذیرش این موضوع، بدعت و رویه تازه ای را ایجاد کرده است.
این اقدام درحالی صورت گرفته است که با وجود افزایش شعارهای آتشین در حوزه سیاست خارجی و ادعای اقتدار مقامات عالیرتبه کشور، موجی از بحران های سیاسی و اقتصادی، ایران را در برگرفته و ناکارآمدی دولت، افزایش انزوای ایران در محیط بین المللی و بحران داخلی ناشی از حوادث انتخابات خونین سال ۸۸، ابعاد خطرناک تری یافته است.
به دنبال ایجاد بحران مشروعیت و گسست داخلی پس از حوادث انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و ناتوانی رهبر جمهوری اسلامی از بازگردان اعتماد و مشروعیت عمومی و ایجاد وحدت، نگرانی ها از روی آوردن جمهوری اسلامی به اعطای امتیاز به کشورهای خارجی افزایش یافته است.

آقای خاتمی اصلاحات را از خودت شروع کن! ... ما کشته ندادیم که سازش کنیم...رهبر قاتل رو ستایش کنیم

آقای خاتمی جوانی هستم از نسل جوان امروز ایرانی. به بلوغ سیاسی و اتحاد مردم خودم می بالم هیچگاه به شما و اصلاح شدن رژیم اعتقادی نداشتم و این چند نکته رو من باب جوابیه از طرف خودم در پاسخ به جوابیه شما می دهم. آقای خاتمی به نظر من اصلاحات یک بازی بی سرانجام و سپر دفاع از جمهوری اسلامی بیش نیست و تاریخ مصرفش دیر وقتی است که تمام شده است. من به آندسته از اصلاح طلبانی احترام میگذارم که چون تاجزاده و کمی تا قسمتی خزعلی معتقد به رفراندم و تغییرات کلی قانون اساسی باشند و دیگر هیچ. شما حتی مانند میرحسین و کروبی آنقدر شرافت و شجاعت نداشتید که بتوانید ذره‌ای از اشتباهات خود را با قرار گرفتن کنار خواست مردم جبران کنید اشتباهاتی که عمر جمهوری اسلامی رو چند سال تضمین کرد.یا مانند تاجزاده که وقتی دید این رژیم اصلاح نشدنی است اصلاح را از خود شروع کرد و با اصلاح دیدگاهها و باور های خودش اعتباری دو چندان بین مردم پیدا کرد. آقای خاتمی اصلاح هم قیمت دارد. بها دارد. اصلاح به چه قیمتی؟ ما سر خون عزیزانی که برای ما سینه شان را جلوی گلوله قرار دادند معامله نمی کنیم. ما عزیزانمون رو گوشت دم توپ قرار نمیدیم برای فشار از پایین و معامله از بالا. اسم این کار بی شرفی است آقای خاتمی و ملت ایران بی شرف نیستند. ما بر عکس شما حافظه ای قوی داریم و هدفمان مشخص است. ما "ماییم" آقای خاتمی ما ملت ایرانیم.

۱۳۹۰ اسفند ۷, یکشنبه

حس زیبایی وطن پرستی در بیان فرهادی..."سلام به مردم سرزمینم"


درود بر فرهادی فرزند پاک ایرانزمین....اصغر فرهادی در اسکار: اصغر فرهادی: سرزمین من فرهنگ کهن و غنی دارد که زیر غبار سنگین سیاست مخفی شده است. جایزه ام را به مردمم تقدیم می کنم. مردمی که مخالف خشونت هستند و با تمدن ها و فرهنگ های دیگر سر سازگاری دارند

"جدائی نادر از سیمین" با اقتدار اسکار را تصاحب کرد...کسب نخستین "اسکار" ایرانی...مرهمی بر غرور زخم خورده ملی بر همگان مبارک



دیر زمانی است می خواهم این را برای اصغر فرهادی این فرزند پاک ایرانزمین بنویسم. فرزندی بواقع شایسته که همیشه خود را با مردم و از مردم دانسته و میداند.نا خودآگاه یاد آنروزهایی افتادم که حاکمیت مستبد با تولید فیلم ضد ایرانی اخراجی ها به غرور زخم خورده ملی ایرانیان نیشخند میزد. در هیاهوی اعدام آزادی در ایران اصغر فرهادی فیلمی را روانه بازار کرد. فیلمی از جنس مردم و از نوع ایرانی. فیلمی که در عرصه جنگ هنری در اردوگاه مردمی در برابر حاکمیت مستبد قرار گرفت. دیر زمانی نپاید که آحاد ملت با حمایت بی دریغشان عرصه را در ایران بدون چون و چرا از آن خود کردند. سپس نوبت به میدانهای بین المللی رسید و"جدایی نادر از سیمین" رفت تا عناوین نخست را درو کند. در آن هنگام و زمانی که جایزه گلدن گلوب به این فیلم رسید باز شاهد افتخار آفرینی ملی بودیم نه از بابت جایزه و کسب مقام اول بلکه از آنجهت که فرهادی با اهداء آن به مردم خود و میهن عزیزش نفس مسیحایی در کالبد پیکر نیمه جان هنر ایرانی دمید. پیکری که بواسطه جفاهایی مکرر در سلطه اهریمنان ضد ایرانی و ضد هنر به نفس نفس افتاده بود و می رفت تا با بسته شدن "خانه سینما" تیر خلاصی نصیبش شود. بعد از آن و کسب مقام های نخست دیگر این غرور سر بلند کرد تا بعد از بدست آوردن جاییزه نخست "سزار" و "اسپیریت" نوبت به جولانگاه و مهد اصلی رقابت ها یعنی "اسکار" برسد. فرهادی تا همینجا حق و دین خود را به مردم و کشورش ادا کرده بود و با بدست آوردن این مهم تیر خلاصی بر پیکر اهریمن سرشت جمهوری اسلامی وارد کرد. این موفقیت بواقع پیروزی خواست و اراده مردم در برابر استبداد مطلق بود و بدست آوردن این افتخار در این شرایط دست مریزادی هزاران برابر می طلبد. وقتي توماس لانگمن پسر كلود بري، كارگردان و تهيه‌كننده مشهور و تازه درگذشته فرانسوي كه خودش تهيه‌كننده فيلم آرتيست و برنده انبوهي جايزه است، مي‌گفت همه دارند از محصول من تعريف مي‌كنند اما وقتي فيلم تو را ديدم، آرزو كردم كه كاش من آن را تهيه كرده بودم غرورم به وجد آمد.آن هنگام که براد پيت مي‌گفت شب قبل از برگزاري جلسه مطبوعاتي گلدن‌گلوب، دي‌وي‌دي جدايي نادر از سيمين را در دستگاه گذاشته‌اند و در ميانه‌هاي همان صحنه دادگاه اول فيلم، آنجلينا جولي با ديدن آن جدل زناشويي فيلم را نگه داشته، متاثر شده، فاصله‌اي انداخته و بعد از چند لحظه باز تماشا را ادامه داده‌اند، اطمينانم بيشتر شد وقتي آنجلينا جولي درباره كار بعدي‌ات پرسيد و ساده و راحت درخواست كرد كه در فيلمت بازي كند و در پاسخ حرفت كه گفتي شخصيت زن فيلمت فرانسوي زبان است و گفت تا آن تاريخ مي‌تواند زبان فرانسه ياد بگيرد، من غرق در غرور شدم و آنگاه که در مراسم اسکار نام "جدایی نادر از سیمین" نماینده ایران به عنوان برنده جاییزه اسکار خوانده شد با شادی همراه با غرور در دل گفتم دست مریزاد فرهادی.... دست مریزاد

۱۳۹۰ اسفند ۲, سه‌شنبه

میر حسین: چیزی تغییر نکرده است، بر مواضع خود ایستاده ام / پیامی تازه از حصر که پایه های دیکتاتور را می لرزاند

به نقل از کلمه»


میرحسین موسوی درگفت و گوی تلفنی اخیر خود بر مواضع پیشین خود تاکید کرده است.

در ادامه بازداشت غیر قانونی آقای میرحسین موسوی و خانم زهرا رهنورد که با قطع متناوب ارتباطات با خانواده در دوره هایی طولانی و نگرانی و انواع فشارها در سال گذشته همراه بوده‌است، این دو همراه سبز پس از چندین ماه بی‌خبری مطلق در آستانه سالگرد حبس خانگی با فرزندان خود گفتگوی تلفنی داشتند.

بنا به گزارش رسیده به کلمه آنچه در این گفت و گوی تلفنی حائز اهمیت بود آنکه در همان ابتدای مکالمه و پیش از احوالپرسی مرسوم که به‌طور طبیعی پس از چندین ماه بی‌خبری باید انجام می‌شد، مهندس موسوی با صدایی محکم و قاطع چندین بار تاکید کرده است که: «هیچ چیز عوض نشده و خطاب به فرزندان خود گفته است: دخترانم شما بدانید که من بر سر مواضع پیشین خود همچنان ایستاده ام. در ادامه ایشان گفته اند «ممکن است به دلایلی همین تنها امکان حداقلی چند ماه یکبار برای کسب خبر از وضعیت ما با شما را هم قطع کنند.» هنوز از دلایل احتمالی این تاکید، اطلاع دقیقی در دست نیست.

خانم رهنورد نیز که برخلاف ادعاهای کذب رسانه های امنیتی روحیه ای قوی داشت به فرزندان خبر داده است که: «به دلایلی که خودتان خواهید فهمید، ما مدتها امکان صحبت با یکدیگر نداشته‌ایم.

درپایان مکالمه تلفنی، این پدر و مادر دربند، فرزندان خود را به بردباری و استقامت بیشتر و توکل به خدا در شدائد و شکر بر پیمودن راه حق فرا خواندند.

بنا براین گزارش پس از این گفتگوی تلفنی مجددا فشارها بر دختران مهندس به شدت افزایش یافت. به نظر می رسد ممانعت غیر قانونی و غیرکتبی ماموران امنیتی از تدریس دختر موسوی در دانشگاه الزهرا، تهدید به بازداشت و انتقال به زندان و یا مکان نامعلوم و سایرتهدیدها و ایجاد مانع ها و مشکلات دیگر برای دختران اقوام پس از این تماس و گفت و گو بوده است. همچینین ایشان در پاسخ به سوال دختران در مورد شایعاتی مبنی بر خروج آنان از شهر و به طور مثال حضور آزادانه در شمال کشور که با مقاصد نگران کننده ای از سوی مراکز امنیتی پخش شده است به شدت آن را تکذیب و بر تدام زندانی بودن خود تاکید کردند.

از جمله موارد دیگر آزار و اذیت ماموران امنیتی این بوده است که آنان با گفتن این که حکم بازداشت دارند و به اندازه کافی علیه آنان سند جمع کرده‌اند، داماد و دختران را مورد تفتیش و بازجویی قرار دادند. در این بازجویی ها ضمن تکرار اتهامات بی پایه قبلی به مهندس موسوی و همسرشان گفته شد که این فشارهای جدید شغلی ، امنیتی و خانوادگی همگی به خاطر اصرار و پایداری مهندس میرحسین موسوی بر مواضع پیشین است که او علی‌رغم میل ماموران در همین آخرین تلفن به دخترانش انتقال داده است.

اگرچه دختران و سایر اعضای خانواده این دو یار دربند جنبش سبز همچون اقوام سایر زندانیان سیاسی دیگر شدیدا تحت انواع فشارها بوده‌اند، همواره بر ایستادگی در کنار دو عزیز زندانی خود و باور و افتخار به این راه تاکید کرده‌اند.
.

۱۳۹۰ بهمن ۲۷, پنجشنبه

اندر حکایت وا دادن نره خر کد خدا و درماندگی اپوزسیون

یه داستانی را پیشتر خوانده بودم که این روزها شدیدا در فکرم مرور میشه. زنگی که در گوشم با دیدن یه سری از صحنه ها نواخته میشود. این زنگ خطر این چند روزه بیشتر نمود پیدا کرده و باعث شد این متن رو همراه با ذکر اون داستان بنویسم. مستقیم میروم سر اصل مطلب و درد دلی با دوستان عزیز و خودم که خیلی جاها حرمت را نگاه نداشتیم. "حـــرمت"ی که یعنی پاسداشت و احترام به حفظ  ارزش ها. گمشده ای که اینروزها رخ می نماید. پاسداشت و احترام به خونهای عزیزانی که در راه هدف ما قدم گذاردند و با نثار خون پاکشان فانوس آزادی از یوغ استبداد را برایمان روشن کردند. احترام خون نداها و سهراب ها و محمد مختاری ها ... را نگاه نداشتیم. مایی که مثال "خر" کدخدای دهی شدیم که اسیر دغل گرایی حاکمیت سیاس هر روز بیش از دیروز به خود می پریم. داستان از این قرار است.  رندان یک روستا خر نری را گیر آورده بودند و بر ماتحتش تراوشات آلت تناسلی ماچه خر مالیده بودند و از بوی این تراوشات خرهای ده به گمان اینکه این خر ماده است بر آن میجهیدند و به نوعی مورد تجاوز قرار میگرفت..این داستان تا جایی پیش رفته بود که این خر بدبخت تا یک خر نر میدیده از ترس فشار پاهاش را باز میکرده و خودش را در موقعیت تجاوز قرار میداده و رندان هم با دیدن این صحنه بیش از پیش به خنده می آمدند و لذت می بردند. این شده حکایت "اپوزیسیون" درب داغان ما. تو روزهایی که دنیا از جنبش مردم ایران نا امید می شود و هر روز با سیاست خطرناک میرود تا ضمینه جنگ رو بچینه این  اپوزسیون غیر ملی ماست که یکسری فرصت طلب که شاید بدشون نمیاد در تقسیم غنایم جیره خوری کنند ! اون غنایم کشور و مردم عزیز من و شماست. اون غنائم قیمت نابودی سرمایه های فرزندانمان و نسل های بعدیمان است . هنوز چند ساعت از تظاهرات 25 بهمن نگذشته بود تظاهراتی که در آن مردمی که قلبشان برای مام میهن می تپید از همه گروهها از سلطنت طلب و سکولار و اصلاح طلب گرفته تا جمهوری خواه ها و ... با وجود خطرات بسیار به میدان آمدند. صحنه هایی را دیدم که جز تاسف کار دیگری نمی توانستم انجام دهم. عده ای مصادره می کردند. عده ای تمسخر و عده ای پا را فراتر گذاشته و علنا جنگ حزبی راه انداختند و حرمت خون یاران را نگاه نداشتند. ننگ بر این اپوزیسیون غیر ملی


ما "خر" کدخدا نیستیم و نخواهیم بود. اپوزیسیون ملی ما اپوزیسیونی است که در آن اتحاد باشد. تا مخالفی نباشد اتحاد معنی پیدا نمی کند. اپوزیسیونی ملی است که در آن سلطنت طلب و اصلاح طلب و سکولار و دموکرات خواه و جمهوری خواه ها و ... دست در دست هم کشور و مردم را آزاد کنند سپس با یکدیگر به نقد هم بنشینند و انتخاب را به مردمی واگذار کنند که مالک اصلی این آب و خاکند. تا کی می خواهید شعور مردم را دست کم بگیرید؟ تا کی کشور باید اسیر این ندانم کاری ها و اختلاف ها باشد و هزینه بدهد؟ مردم ایران گروهها و اپوزیسیون لاشخور نمی خواهد که به انتظار تقسیم غنائم نشسته باشد و از ترس بیشتر بردن دیگری هر روز دست بر گریبان دیگری باشد.  مردم ایران "لقب" نیاز ندارند بلکه آزادی می خواهند. تـــا زمانی که وجود یکدیگر را برسمیت نشناسیم و دست در دست هم نگذاریم آزادی "سرابی" بیش نخواهد بود. اپوزیسیونی که بیخیال در انتظار حمله بیگانه باشد نبودش بسیار مفیدتر از بودنش است. در صورت شکست قیام مردم از جنگ گریزی نیست ولی آیا ما اکنون آنقدر مفلوک شده ایم که از دروغ های خارجی هم حمایت کنیم!! در آخر.درود به دلاورانی که دل در گرو مام میهنی دارند که این روزها چشم در مشت فرزندان پاک خود دارد.





۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه

استفاده رسمی رئیس جمهور تاجیکستان از "درفش کاویانی" در کنار پرچم ملی تاجیکستان


استفاده ی رسمیِ رئیس جمهور تاجیکستان، از پرچم سه رنگی دارای نشان رسمی شاهنشاهی ساسانی ( ایرانشهر )، در کنار پرچم ملی تاجیکستان... به امید اتحاد دوباره ی ایرانشهر(ایران بزرگ).

۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

فرهنگ والای ایرانی و تحریم ترک ستیزی / ترکیه بیش از پیش به ایران و ایرانی بدهکار است

ترک‌ستیزی یا ترک هراسی یا احساسات ضد ترکی به احساسات دشمنانه نسبت به مردم ترک، فرهنگ ترکی، امپراتوری عثمانی (امپراتوری ترک) و کشور ترکیه گفته می‌شود.با اتحاد ترک ها و تشکیل امپراطوری عثمانی و میل شدید آنها در جهانگشایی جنگ های ویرانگر و خونریزی های زیادی براه افتاد. این امپراطوری تا مرز های وین در اروپا نیز پیش رفت و در جنوب شبه جزیره عربستان را در بر داشت و از شرق تا مرزهای ایران. با وجود جنگهای خانمانسوز و کشتاری که ترک ها براه انداختند ترک ستیزی نیز افزایش یافت تا بدانجا که خشم مردم جهان از ترکها بحدی رسیده بود که در اینجا گونه ای از ضرب المثل های کشورهای دیگر را به اختصار میاوریم. روس ها در محاورات خود از ضرب المثل : ( Незваный гость хуже Татарина مهمان ناخوانده همانند ترک تاتار بد است) استفاده می بردند. ایتالیایی ها : bestemmia come un Turco همانند ترک بد بود. puzza come un Turco مانند ترک سیگار می‌کشد. فرانسوی ها :  C'est un vrai Turc یعنی واقعاً ترک است (در مورد فردی که بی‌رحم و خشن باشد). این محاورات از خشونت ترک ها در جنگ ها و ویرانی ها یی که به بار می آوردند سرچشمه می گرفت. قساوت ترکها در بیرحمی که به خرج می دادند تا حدی بود که از ویلیام گلدستون ( 1876 ) داریم :

آن‌ها [ترک‌ها] در مجموع، از آن روز سیاهی که وارد اروپا شدند، یکی از بزرگ‌ترین نمونه‌های ضدبشریت در میان انسان‌ها بودند. هرکجا رفتند، یک خط سیر از خون پشت سر خود به‌جا گذاشتند و هرچه مسلط‍‌تر شدند، تمدن از انظار ناپدید شد. آن‌ها در همه‌جا با زور حکومت کردند و مخالف حکومت قانونی بودند.
و در جای دیگر

کاردینال نیومن (۱۸۰۱–۱۸۹۰):

قدرت بربرها که قرن‌هاست در قلب بسیاری از دنیاهای باستانی نشسته‌است و مشهورترین کشورهای باستانی و مذهبی و زیباترین مناطق زمین را در چنگال حیوانی‌اش گرفتار کرده‌است... بی‌شرمانه نیمی از تاریخ جهان را تصاحب کرده‌است.

ژوهان فابر، اسقف شهر وین (۱۵۴۱-۱۵۳۶) در مورد ترک‌های آن زمان این‌گونه می‌نویسد:

در میان اشرار زیر آسمان‌ها موجودی ظالم‌تر و بی‌شرم‌تر از ترکان وجود ندارد که به اشخاص در هیچ سن و جنسیتی رحم نمی‌کنند و در کمال بی‌رحمی، پیر و جوان را از دم تیغ گذرانده و رحم زنان باردار را پاره کرده و جنین آن‌ها را بیرون می‌کشند.


پوستر تبلیغاتی روسی در زمان جنگ جهانی اول که فرار یک ترک عثمانی از یک قزاق روسی را نمایش می‌دهد.

English: Russian propaganda poster: "Turkish cowardice and valiant prowess", Moscow, November 1914. Krasnoyarsk Museum of Regional Studies. The poster shows a Russian chasing a running Turk, i.e. Osman.
Русский: Русский пропагандисткий плакат. Москва, ноябрь 1914. Красноярский краеведческий музей. «Про трусость турецкую да про удаль молодецкую»
Türkçe: Birinci Dünya Savaşında Çarlık Rusyanın kullandığı bir propaganda posterinde Rus'tan kaçan bir
Türk, Türk korkaklığı ve "Udal' Molodetskaya" (Rus cesareti) üzerine

ایرانیان و تحریم ترک ستیزی

 در کشور ایران عده‎ای عبارت «ترکِ خر» را بیان می‌کردند. ریشهٔ استفاده از این عبارت به امپراتوری عثمانی بازمی‎گردد که ترک‎ها در آن‌جا به دليل گستردگی امپراطوری ترکان عثمانی که تقریبا تمامی جهان عرب را شامل می شد، در اقلیت بودند.در آن زمان حتی خود ترک‎ها به شوخی دربارهٔ خود، از این عبارت استفاده می‎کردند.در ایران شخصیت اول بسیاری از جوک‎ها ترک بود؛ اگرچه جوک‌ساختن دربارهٔ دیگر اهالی ایران از جمله رشتی‎ها و اصفهانی‎‎‏ها و لرها گه همگی فارس زبان هستند، نیز رایج بوده است.امروزه در ایران بسیاری از مردم جوک‌های قومیتی مخصوصا در مورد ترک‌های ایران را تحریم کرده‌اند و تعداد این جوک‌ها به نسبت سال‌های قبل بسیار کمتر شده است. این‌کار به کمک نخبه‌های ایران در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی صورت گرفته است. حتی استفاده از کلمات توهین‌آمیز به ترک‌ها هم کمتر شده است. فرهنگ والای ایرانی در جامعه برای مبارزه با این پدیده ضد اخلاقی فعال شد و دیری نپایید تحریم این جوک ها جای خود را به لطیفه های" پ ن پ " و " مملکته داریم" و از این نوع لطیفه ها داد.این بلوغ اجتماعی ایرانی تا آنجا پیش رفت که امروزه هر چه به جلو میرویم شاهد ریشه کن شدن این مقوله ناپسند هستیم. و اما در برابر لطف و احترامی که ایرانیان به دیگر همسایگان خویش می گذارند و با تمامی ناملایمات ( ایران نیز یکی از قربانیان هجوم عثمانی بوده است و قتل عام چندین باره مردم آذربایجان همیشه در یاد ها خواهد ماند ) این همسایگان ایران هستند که در کمال  نا جوانمردی چشم طمع به این خاک داشته و با پروژه های پانترکیستی و پان عربیسم سعی در " ملیت سازی " و ایجاد اختلاف بین ایرانیان بسبب تجزیه ایران و جدایی ایران و ایرانی داشته و دارند. این کشورها که سردمداران آنها ترکیه و جمهوری آذربایجان هستند تا بدانجا اخلاق و جوانمردی را زیر پا می گذارند که برای پیش برد اهداف شومشان متوسل به جعل سازی هویتی و تاریخی شدند. بعد از شکست ترکیزه کردن و سیاست های پانترکیسم اینبار روی به پیش برد اهداف در قالب طرحی مبنی بر " زبان مادری " نمودند. امید به اینکه فرزندان پاک ایران زمین همانگونه که بدون هیچ پشتوانه ای توطئه های قبلی دشمنان ایران را خنثی کردند اینبار نیز این توطئه ها را خنثی نمایند. زنده باد ایران و ایرانی . جاوید ایران از "الف" آذربایجان تا "ی" یزد