«ابو پانِ تُرک» بر امام وارد و عارض شد: یابن رسولولا! شاهنامه کتابیست جعلی و نژادپرستانه که در آن به زنان و اقلیتهای قومی و مذهبی توهین شده، دیگران را به خشونت ترغیب میکند و ... امام فرمودند: تا اینجا نظر من و تو یکی است. سپس شجرۀ طیبه را در حالت آمادهباش کامل قرار داده و پرسیدند: نظرت راجب قران نقید چیست؟ ابو پان گفت: کلام خداست، برای زنان و دگراندیشان مذهبی احترامی ویژه قائل است، منطبق بر منشور جهانی حقوق بشر است، و خلاصه کتاب صلح و رحمت است! حضرت تبسمی زده، شجره طیبه را غلاف کرده، و فرمودند: لعنت خدا بر شوونیسم فارس که میان ما و شما جدایی انداخته است. "صحیفه بوزقوردیه - باب ینی چری "
۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه
۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه
مغولان با اسم هلاکو آمدند و با نام انوشیروان رفتند
این عکس نشانگر سکه ای ارزشمند و تاریخی است متعلق به آخرین زمامدار ایلخانان مغولی ایران که نام ایرانی "انوشیروان عادل" را برای خود بر گزید ! سکه ارزشمند در موزه آذربایجان تبریز ، در بخش سکه های تاریخی و مهر ها نگاه داری می شود و این گنجینه ارزشمند به کوشش شادروان استاد ترابی سکه شناس برجسته تبریزی فراهم امده و بی گمان یکی از ارزشمند ترین گ نجینه ها و کلکسیون های سکه در ایران است . ارجمندی این سکه نه تنها به دلیل تاریخی بودنش ، بلکه از آن روی است که ارج و توان مندی فرهنگی ایرانیان را نشان می دهد و گواهی بر این نکته مهم است که بازماندگان چنگیز خوی وجشی گری و بیابان گردی را رها ساخته و سعی دارند ارج و شان و آوازه را از ایرانیگری و نام پر آوازه ، انوشیروان ساسانی و عدلش بر گیرند و خود را ایرانی جلوه گر دهند !!! انوشیروان عادل مغولی در سالهای میانی سده هشتم و تا 756 هجری (1352 میلادی) ، با پشتیبانی آل چوپانیانی زمامداری کرد که قدرت را در ید خود داشتند و شاهزاده مغولی تبار را به عنوان بازیچه ای در دستان خود داشتند و برای فراگیر ساختن مشروعیت خود ،به جای توسل به نامهای مغولی ، واژه انوشیروان عادل را برای زمامدار مغولی برگزیدند ! مغولان در سال 617 هجری به ایران تاختند ... یورشی وحشیانه و خونین که در تاریخ ایران و جهان کمتر مانندی بتوان برای آن یافت ... اسناد و نوشتار های تاریخی نشان می دهد که اتفاقا ایرانیان در مقام مقایسه با دیگر مللی چون چینی ها و روسها و هندیان بسیار بیشتر به مقاومت در برابر این سیل جانسوز برخاستند .. اما مدافعان گاهی تاوان سهمناکی پرداختند ... وحشیان مغول حتی بر کودکان و زنان و پیرسالان بی دفاع نیز رحم نکردند ... صد ها هزار نفر در سبزوار و نیشابور و هرات قتل عام شدند و جوینی ادیب و سیاست مدار آن زمان پیرامون کشتار مردم نیشابور در تاریخ جهانگشای جوینی چنین می نویسد : در روز چهارشنبه دوازدهم صفر سال 618 حمله آغز گردید . نوادگان چنگیزی با هلاکو زمامداری رسمی را بر ایران زمین آغاز کردند و خود را زمامداران " ایران زمین"خواندند ! این گونه بود که توان مندی و ریشه دار بودن ایرانیان و بالندگی فرهنگ ایرانی دیگر بار رخ نمود ... مغولان به سرعت در آداب و رسوم ایرانی حل شدند و بر گزار کننده نوروز .. اختیار را یکسره به دبیران و کار گزاران ایرانی چون خواجه نصیر الدین طوسی ها و جوینی ها و خواجه رشید الدین فضل الله ها سپردند و دیگر بار اثر بخشی و توان مندی فرهنگ ایرانی آشکار شد ... ایرانیان به مدد فرهنگ و تاریخ ، شمشیر مغولی را به خدمت خود گرفتند و عباسیان بغداد را بر انداختند ! آمده بودند تا به مدد شمشیر بر ملتی تاریخ ساز و دیرین چون ایران غالب شوند !نتوانستند و در کمتر از چند دهه خود یکسره ایرانی شدند و ذوب در حلالی توان مند به نام فرهنگ ایرانی ! این گونه است که نام نواده چنگیز به انوشیروان عادل بدل شد تا آخرین میخ بر تابوت وحشیگری و بی فرهنگی مغولی زده شود !
۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه
"زنده باد تفرقه" ... قانون جنگل همچنان پابرجاست پس "تفرقه تان مبارک"
خبری بیرون آمد در مورد پس گرفتن امضای تعدادی از اعضای شورای ملی و در کمال تعجب دیدیم که عده ای ظفرمندانه شروع به پایکوبی و شادباش به یکدیگر کردند. گویی پیروزی ای حاصل شده یا قله ای را فتح کرده اند! نخست اینکه ساختار و دستیابی به یک اتحاد همانقدر که ارزشمند است بدست آوردنش سخت و دشوار است و دلیل ارزشمند بودنش هم این است که آسان بدست نمیاید. به هر روی همینکه گروههای سیاسی به این باور رسیده اند که تنها در قالب اتحاد است که می توانند موفق شوند و شروع به بحث و گفتمان در این باره شده اند خود گام بلندی است و باید این را به فال نیک گرفت. در طی دهه های قبل هیچ گفتمان جدی ای در اینباره صورت نگرفته است و این خود جهش خوبی است برای دستیابی به آرمانهای یک ملت که تنها با یک اپوزیسیون قدرتمند و مشروع است که می توان به آنها دست یافت زمانی که مخالفان گرد هم آیند. بنابراین در اینگونه موارد چیزی که طبیعی است مجادله ها و قهر و آشتی هایی است که در نهایت به پیمانی مشروع و جامع ختم خواهد شد. کیست نداند این راهی گریز ناپذیر است و کیست نداند یک اپوزیسیون متحد است که می تواند نماینده واقعی مردم ایران باشد.
اما چیزی که جالب بود این است که در کمال شگفتی دیدیم بعضی از دوستان بابت مشکلات پیش آمده جشن گرفته اند! انگار به هدفی که داشتند رسیده اند ! به این دوستان باید گفت "تفرقه تان مبارک".
حرکت شما مثال همان تیم فوتبالی است که مدافعش توپ را وارد دروازه خودی می کند و عوض ناراحتی شروع به شادمانی می کند چون گلی را به ثمر رسانده است. صحبت از شورای ملی نیست. با گفتمانی دلسوزانه همه می توانند در کنار هم و یک خواسته مشترک گرد هم آیند و شورا یا مجلسی ملی تشکیل بدهند. چیزی که در اکثر اپوزیسیون های دنیا تست شده و نتیجه اش هم معلوم است. صحبت از یک اقبال عمومی و خواست همگانی است که دیر یا زود باید به آن رسید وگرنه در همین منجلاب ضد انسانی باید دست و پا زد. سوال اینجاست خوشحالیتان بابت چیست؟ بابت حصول تفرقه؟ پس باید به این دوستان گفت "زنده باد تفرقه" پیش بسوی ایرانی نابود و مردمی سرکوب شده و گشنه و اپوزیسیونی بدرد نخور ! قانون جنگل همچنان پابرجاست پس بکشید تا زنده بمانید. تبلیغ خود و تخریب دیگری همچنان وجود دارد تا ضامن حیات جمهوری اسلامی شود. اما این را نیک بدانید این رفتار شما خواسته ملت ایران نیست. ملتی که امثال نسرین ها و ستارهایش و مختاری ها و نداها و سهراب هایش خود را فدا کردند تا من و تو نفس بکشیم. من و تویی که عرضه "ما" شدن نداشته باشیم چگونه می توانیم راهشان را ادامه بدهیم. کافیست نگاهی به سر در وبلاگ ستار بیاندازید تا "چو ایران نباشد تن من مباد" آن لرزه به اندامتان بیاندازد. آری این ایران است که ارزش دارد نه گروههای اپوزیسیون متفرق! شما زمانی ارزش دارید که نماینده یک خواست عمومی باشید نه دستگاه عریض شعار پراکنی. شعار های دهن پرکن مجزای شما برای این مردم نه آب می شود نه نان و تنها اتحادتان است که بدرد این مردم می خورد. حال خوش باشید و به هم شادباش بگویید.
پاینده ایران پاینده ایرانی
اما چیزی که جالب بود این است که در کمال شگفتی دیدیم بعضی از دوستان بابت مشکلات پیش آمده جشن گرفته اند! انگار به هدفی که داشتند رسیده اند ! به این دوستان باید گفت "تفرقه تان مبارک".
حرکت شما مثال همان تیم فوتبالی است که مدافعش توپ را وارد دروازه خودی می کند و عوض ناراحتی شروع به شادمانی می کند چون گلی را به ثمر رسانده است. صحبت از شورای ملی نیست. با گفتمانی دلسوزانه همه می توانند در کنار هم و یک خواسته مشترک گرد هم آیند و شورا یا مجلسی ملی تشکیل بدهند. چیزی که در اکثر اپوزیسیون های دنیا تست شده و نتیجه اش هم معلوم است. صحبت از یک اقبال عمومی و خواست همگانی است که دیر یا زود باید به آن رسید وگرنه در همین منجلاب ضد انسانی باید دست و پا زد. سوال اینجاست خوشحالیتان بابت چیست؟ بابت حصول تفرقه؟ پس باید به این دوستان گفت "زنده باد تفرقه" پیش بسوی ایرانی نابود و مردمی سرکوب شده و گشنه و اپوزیسیونی بدرد نخور ! قانون جنگل همچنان پابرجاست پس بکشید تا زنده بمانید. تبلیغ خود و تخریب دیگری همچنان وجود دارد تا ضامن حیات جمهوری اسلامی شود. اما این را نیک بدانید این رفتار شما خواسته ملت ایران نیست. ملتی که امثال نسرین ها و ستارهایش و مختاری ها و نداها و سهراب هایش خود را فدا کردند تا من و تو نفس بکشیم. من و تویی که عرضه "ما" شدن نداشته باشیم چگونه می توانیم راهشان را ادامه بدهیم. کافیست نگاهی به سر در وبلاگ ستار بیاندازید تا "چو ایران نباشد تن من مباد" آن لرزه به اندامتان بیاندازد. آری این ایران است که ارزش دارد نه گروههای اپوزیسیون متفرق! شما زمانی ارزش دارید که نماینده یک خواست عمومی باشید نه دستگاه عریض شعار پراکنی. شعار های دهن پرکن مجزای شما برای این مردم نه آب می شود نه نان و تنها اتحادتان است که بدرد این مردم می خورد. حال خوش باشید و به هم شادباش بگویید.
پاینده ایران پاینده ایرانی
۱۳۹۱ آذر ۱۵, چهارشنبه
چهره کریه عده ای پانترک عریانتر از هر وقت ... فرهنگ و صبر و شعور ایرانی این جرات را به آنان داد تا در پایتخت شعار خلیج ع ... سر دهند
قلب آذربایجان مهد ناسیونالیسم ایرانی چندی است از وجود زالوهای مزدور بدرد آمده است. بی شک ایرانیان علی الخصوص آذری های غیور به مجود این ننگ ( پانترکیسم ) واقفند و سالیان درازی است که با آن در تقابلند. آنها یکبار در 21 آذر هزار و سیصد و بیست و پنج جواب این میهن فروشان سر در آخور اجنبی را دادند اما گویی این ویروس مجددا در سایه حاکمیت ننگین جمهوری اسلامی ریشه دوانده است. در بازی پرسپولیس و تراکتور شاهد حظور چندین هزار نفری طرفداران تراکتور بودیم. بازی ای که مسائلی بسیاری در بر داشت علی الخصوص نقاب از چهره کریه فاشیست پانترکی برداشت. نکته جالب توجه این بود که حمایت جمهوری اسلامی از این افراد عیانتر و عریانتر از گذشته خود را نشان داد. جایی که حتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی با تمامی دستگاههای عریض و طویل فیلترینگش که بر کسی پوشیده نیست در برنامه نود آن شعار "هارای هارای" عده ای مزدور رو پخش کردند. آنهم در صدا و سیمایی که اتاق های آنالیز و سد های اطلاعات و اطلاعات سپاه در تعیین مشی فکری و تبلیغی جامعه نقشی اساسی داراست.
اما مساله صرفا این نیست. هر کسی که یکبار به استادیوم رفته باشد به خوبی این موضوع را می داند که رد کردن یک فندک در پاره ای از مواقع کاری است نشدنی. حال کدام عقل سالمی باور می کند که یه تماشاگر بنر به چالش کشیدن دولت جمهوری اسلامی را براحتی با خود به داخل ببرد بدون اینکه هماهنگی ای صورت گرفته باشد ؟
در مملکتی که وکیلش که کارش اعتراض است حق اعتراض ندارد و دانشجویش حق سوال پرسیدن ندارد و مجلسش با گوشه چشمی برای سوال و بازخواست وتو می شود چگونه می شود عده ای براحتی این بنر را داخل برده باشند ؟
امروزه بر هر کسی که چندین بار بازی های تراکتور را دنبال کرده باشد به خوبی عیان است که عده ای مزدور جیره خوار هستند که بطور سازماندهی شده در تمامی بازی های این تیم حظور فعال دارند. عده ای که صرفا برای استفاده ابزاری و سر دادن شعار های ضد ایرانی سازماندهی شده اند. مسلما بزرگترین دشمن این گروه خود مردم آذربایجان هستند. مردم ایران ملتی با فرهنگ و صبوراند و تاکنون این عده را هموطن معترض می دانستند. مردمی که خود نان شب ندارند بخورند و با هزاران هزار مشکل دست و پنجه نرم می کنند مردمی که توسط اشغالگران وطن شدیدا سرکوب شده اند و جر هم کسی را ندارند. ولی صبر و تحمل و بردباری ملت ایران این جرات را به این مزدوران بی ریشه داده است تا اینبار لجن پراکنیشان را در پایتخت به نمایش بگذارند. در این بازی از بین چندین هزار نفر تماشاگر تراکتور عده ای 15- 20 نفری اقدام به در آوردن پیراهن کردند تا به سبک ترکیه ای مثلا خود را غمخوار زلزله زدگان آذربایجان نشان دهند. با تبلیغات مسموم و ساپورت سایت های مزدور دیگر تماما سعی کردند این استفاده ابزاری از خون هموطنانشان را به تمامی هواداران نسبت دهند. مردمی که بجای تقلید از اجنبی در کوتاهترین زمان ممکن از جای جای میهن با ارسال کمکهایشان اعم از پتو و لحاف و مواد خوراکی تا خون و شیره وجودشان به یاری برادران و خواهرانشان شتافتند شعور و فرهنگشان را با اقتدار ملی و همگانی نشان داده اند. جای جای ایران امواج کمک های مردمی اش به آذربایجان سرازیر شد تا نشان دهد ایران جای "من" نیست و طی هزاران سال این "ما" بوده که برقرار بوده است. رژیم جمهوری اسلامی همانند مزدوران پانترکش بارها اثبات کرده تا چه اندازه تلاشش را برای تفرقه افکنی ادامه می دهد تا جاییکه کمک رسان های به زلزله زدگان را مستقیما به اوین فرستاد ! و اینک نوچگان و کاسه لیسانی که سرشان در سه آخور جمهوری اسلامی و ترکیه و باکو وقاحت را به حدی رساندند تا در پایتخت کشور شعار ضد ایرانی خلیج ع... را سر دهند.
وای به روزی که خشم این مردم دامنگیر مزدورانی شود که به هویت ملیشان دست درازی کردند.
پاینده ایران . پاینده ایرانی
اما مساله صرفا این نیست. هر کسی که یکبار به استادیوم رفته باشد به خوبی این موضوع را می داند که رد کردن یک فندک در پاره ای از مواقع کاری است نشدنی. حال کدام عقل سالمی باور می کند که یه تماشاگر بنر به چالش کشیدن دولت جمهوری اسلامی را براحتی با خود به داخل ببرد بدون اینکه هماهنگی ای صورت گرفته باشد ؟
در مملکتی که وکیلش که کارش اعتراض است حق اعتراض ندارد و دانشجویش حق سوال پرسیدن ندارد و مجلسش با گوشه چشمی برای سوال و بازخواست وتو می شود چگونه می شود عده ای براحتی این بنر را داخل برده باشند ؟
امروزه بر هر کسی که چندین بار بازی های تراکتور را دنبال کرده باشد به خوبی عیان است که عده ای مزدور جیره خوار هستند که بطور سازماندهی شده در تمامی بازی های این تیم حظور فعال دارند. عده ای که صرفا برای استفاده ابزاری و سر دادن شعار های ضد ایرانی سازماندهی شده اند. مسلما بزرگترین دشمن این گروه خود مردم آذربایجان هستند. مردم ایران ملتی با فرهنگ و صبوراند و تاکنون این عده را هموطن معترض می دانستند. مردمی که خود نان شب ندارند بخورند و با هزاران هزار مشکل دست و پنجه نرم می کنند مردمی که توسط اشغالگران وطن شدیدا سرکوب شده اند و جر هم کسی را ندارند. ولی صبر و تحمل و بردباری ملت ایران این جرات را به این مزدوران بی ریشه داده است تا اینبار لجن پراکنیشان را در پایتخت به نمایش بگذارند. در این بازی از بین چندین هزار نفر تماشاگر تراکتور عده ای 15- 20 نفری اقدام به در آوردن پیراهن کردند تا به سبک ترکیه ای مثلا خود را غمخوار زلزله زدگان آذربایجان نشان دهند. با تبلیغات مسموم و ساپورت سایت های مزدور دیگر تماما سعی کردند این استفاده ابزاری از خون هموطنانشان را به تمامی هواداران نسبت دهند. مردمی که بجای تقلید از اجنبی در کوتاهترین زمان ممکن از جای جای میهن با ارسال کمکهایشان اعم از پتو و لحاف و مواد خوراکی تا خون و شیره وجودشان به یاری برادران و خواهرانشان شتافتند شعور و فرهنگشان را با اقتدار ملی و همگانی نشان داده اند. جای جای ایران امواج کمک های مردمی اش به آذربایجان سرازیر شد تا نشان دهد ایران جای "من" نیست و طی هزاران سال این "ما" بوده که برقرار بوده است. رژیم جمهوری اسلامی همانند مزدوران پانترکش بارها اثبات کرده تا چه اندازه تلاشش را برای تفرقه افکنی ادامه می دهد تا جاییکه کمک رسان های به زلزله زدگان را مستقیما به اوین فرستاد ! و اینک نوچگان و کاسه لیسانی که سرشان در سه آخور جمهوری اسلامی و ترکیه و باکو وقاحت را به حدی رساندند تا در پایتخت کشور شعار ضد ایرانی خلیج ع... را سر دهند.
وای به روزی که خشم این مردم دامنگیر مزدورانی شود که به هویت ملیشان دست درازی کردند.
پاینده ایران . پاینده ایرانی
۱۳۹۱ آذر ۲, پنجشنبه
دهانت را می بویند مبادا ملی گرا باشی
ترس حاکمیت از قدرت گرفتن میهن پرستی ایرانیان هر روز عیانتر می شود. هویتی که طی هزاره ها توانسته هر دشمنی را واپس بزند. هویتی که همواره با فرهنگ و سرشت ناب ایرانی یکی بوده و فرزندانی را به تاریخ معرفی کرده که نسل های ایرانی به آنها می بالند.
مسلما اساس این هویت بزرگترین سد در برابر جمهوری اسلامی است. هویتی که طی قرن ها ایرانزمین را بمانند ققنوسی از خاکستر بلند شده نگاه داشته و هر باره بعد از زمین خوردن این مردم روح آزادیخواهی را در آنان دمیده و مجددا سرپا نگاه داشته تا کمر هر دشمن و متجاوزی را بشکنند. آری این هویت خاری در چشم این نظام انیرانی است. برای همین این نظام قاتل فرزندان رشید و برومند ایرانزمین است فرزندانی که شرافت را معنا و شجاعت را جامه عمل پوشاندند. فرزندانی که بانگ نه غزه نه لبنان جانم فدای ایرانیشان کاخ پو شالین استبداد را به لرزه در آورد. اینک بعد از پرپر شدن ستار بهشتی و سپس فشار مضاعف به ابولفضل عابدینی نوبت به یورش به منزل مهندس رضا کرمانی رسید. کفتاران نظام اقدام به دستگیری ده تن از میهن پرستان پان ایرانیست کردند و دگر بار نشان دادند چه واهمه ای از میهن دوستان دارند.
درود بر شرف این بزرگان که با وجود بارها دستگیری و شکنجه همچنان نام زیبای ایران از دهانشان نمی افتد.
پاینده ایران پاینده ایرانی
۱۳۹۱ شهریور ۱, چهارشنبه
بابک خرمدین؛ دلاورِ آذرآبادگان و قهرمانِ ایران زمین
مقاومت بابک خرمدین درمقابل خلیفه تازی درس شهامت ۱۴۰۰ سال کشتار تجاوز و غارت سرزمینهای اهورایی است بدست نوکران تازی غرق در جهل و خرافات تاریخ تا شود با بیداری همگان ورق تاریخ را برروی واقیتها رقم زنیم.. سالگرد او را مردمانی شامل ایرانیها، آذربایجانیها و تاجیکها جشن میگیرند و گرامی میدارند.
۱۳۹۱ مرداد ۲۵, چهارشنبه
بیانیه و هشدار فعالین و کاربران " شبکه های اجتماعی " به گروه ها و رهبران سیاسی نسبت به "لزوم اتحاد"
دریغ است ایـران که ویـران شــود کنام پلنگان و شیران شــود
چـو ایـران نباشد تن من مـبـاد در این بوم و بر زنده یک تن مباد
همـه روی یکسر بجـنگ آوریــم جــهان بر بـداندیـش تنـگ آوریم
همه سربسر تن به کشتن دهیم بـه از آنکه کشـور به دشمن دهـیم
درود بر تمامی ایرانیانی که دل گرو سربلندی و آزادی و آبادی مام میهن دارند.
سروران ارجمند امروز که با شما سخن می گوییم کشور در سراشیبی نابود شدن قرار دارد. وضعیت اقتصادی اسفناکی که ایرانیان را در تنگنا قرار داده و فقر و فسادی که بیداد می کند. موج اختلاف طبقاتی ای که کمر جامعه را شکسته و غارت ثروت های ملی ای که پشتوانه کشور و مردم هست کار را بدانجا کشانده که ایرانی در سرزمین خود بمانند غریبگان روزگار می گذراند و در زیر آوار جان می سپارد بی آنکه سهمی در ثروت های کلان کشورش داشته باشد. دارایی های مردم ایران به یغما می رود و در کشورهای دیگر خرج بلند پروازی های حاکمیت جمهوری اسلامی می شود. غرور ملی لگد مال شده است و فرهنگ و هویت ایرانی زخم ها برداشته است. سخن به درازا نمی بریم که اگر لب بگشاییم نمی دانیم از کدام یک از درد های مردم و کشورمان بگوییم.
همانطور که در جریان هستید جنگی خانمان سوز شروع شده است. جنگی که می رود پیکر نحیف ایران را به ویرانه ای تبدیل کند. همانطور که آگاه هستید بلند پروازی های جمهوری اسلامی در مساله اتمی کشور را در تقابل نظامی با غرب قرار داده است. فرصت های چندین ساله گفتمان تمام شده و آغاز فاز عملی حمله نظامی استارتش در سوریه خورده است. بواسطه همین امر جمهوری اسلامی تمامی هستی و نیستی اش را به سوریه پیوند زده و آماده پرداخت هر هزینه ای می باشد. زمان بسرعت طی می شود و جمهوری اسلامی با رسیدن به لحظه آزمایش موفقیت آمیز اتمی فاصله ای ندارد. بالطبع هیچ ایرانی وطندوستی خواهان حمله به کشورش نیست اما واقع بینانه که بنگریم می بینیم این جنگ اجتناب ناپذیر است و جلوگیری اش از توان ما خارج می باشد. بنابر این ما گروهها و کاربران و فعالان این هشدار را به شما رهبران ارجمند می دهیم که برای حذف هزینه های ویرانگر گرد هم آیید و اتحاد فراگیری را تشکیل دهید تا مشروعیتش مانع افسار گسیختگی متجاوزین شود. پر واضح است که کشوری باید باشد تا بتوان بر آن حکومت کرد پس اولین قدم واجب بر همگی شما این است تا در راستای نجات کشور اختلافات را کنار گذاشته و مناظره ها و جدل هایتان را به فردای آزادی میهن انتقال دهید. مسلما هیچ ایرانی ای در فردا روزی که کشور بر اثر ندانم کاری شما تجزیه شود و یا در رفراندوم و همه پرسی استقلال ایرانی و ایرانی زیر سوال رود یا بواسطه مسائل داخلی جنگ و کشتار داخلی شکل گیرد و ده ها دلیل دیگراین مردم شما را برسمیت نخواهد شناخت. تا دیر نشده برای اثبات عشقتان به مام میهن و ایرانی بودنتان اختلافات را کنار گذاشته و متحد شوید.
اما روی سخن با فعالین و کاربران و گروههای دیگر
ایرانزمین اکنون به یاری فرزندان خلف خود نیاز دارد. نگذاریم در سایه اختلافات عقیدتی خود کشور و مردممان تنها بمانند و بار دیگر تاریخ تکرار شود. تاریخ چندین هزار ساله ما بارها نشان داده عدم اتحاد ما چه فجایعی ببار آورده است. بفکر فرزندانمان و نسل های آینده ای باشیم که مارا چه خطاب خواهند کرد! امروز سخن از ایران و ایرانی است این است وجه اشتراک همگی ما. برای حفظ و موجودیتش کوشا باشیم . پاینده ایران. پاینده ایرانی
مورد تاییده جمعی از گروههای سکولار. مشروطه پادشاهی.دموکرات. سبزهای سکولار. فعالین کارگری. جمهوری خواه.سبزهای دموکرات. ملی گرا.مشروطه خواه. فعالین قومی و مدنی . فعالین حقوق بشر . وبلاگنویسان و نویسندگان مستقل . حامیان زندانیان سیاسی.
اسامی کاربران امضاء کننده :
- پترون 65. ساوالان اغلو
- دودوزه 66. سامان ایران دوست
- بتی 67. آریو برزن
- عقاب سیاه 68. ایران دربند
- حامد توحیدی فر 69. امین
- هرمیت 70. ارغنون
- شوالیه مقدس 71. آرخام
- بهنام 72. دِ لایت
- شهرام 73. آذرماهان
- رامین راد 74. گمنامیان
- سارا ایران بان 75. آذرخش
- بهروز حکمت آرا 76. آزادی
- کیان 77. حامد
- مبارز نستوه 78. میسی
- سیاوش 79. هرمان
- هامون 80. آیسان
- ایران یار 81. سلیل
- واهیک 82. زانیار
- کوشان 83. کاوه
- فرید 84. تی اسپون
- لیبرتی
- تاج لی
- شهریار آزادی
- آزاده پارسی
- کاوه ۴۸
- سعید الماسی زاده
- حمید
- علیرضا
- فرهاد
- شاهرخ
- سوگل
- بلوچ ایرانی
- تیل دان
- پسر ایرونی
- هومن
- سروش سکوت
- گلبانگ آزادی
- پیام
- آرش
- داوود درمنی
- سام گشتاسب
- سینا
- ریضا
- انوش دادگر
- خیام ایرانی
- آرش چوپانی
- آذرخش ( روشنا )
- سعید
- سر آشپز
- دی دی ن دی دی
- حامی آزادی
- کیان
- دلتا
- سیامک فرید
- آرش
- ناتور شهر
- کامبو
- ستاره
- سیخونک
- بردیا
- فرهاد سپهری
- فائزه
- درجستجوی آزادی
لیست وبلاگ ها و تارنماهای امضاء کننده :
۱. همبستگی تا رهایی
۲. چو ایران نباشد تن من مباد
۳. پارنابازوس
۴. پرسیس
۵. سایت ساوالان اوغلو
۶. اندر باب مبارز نستوه
۷. تچر
۸. نسلی که از اصلش نیفتاده
۹.
۱۰. سرزمین من
۱۱. آرتونیس
۱۲. بیان آزاد
۱۳. گرین پرویلس
۱۴. روشنگر نسل سوخته
۱۵. گمنامیان
۱۶. شکوه پارسی
۱۷. فریاد ۶۰
۱۸. پدافند ایران
۱۹. آذرخش
۲۰. اینجا ایران است
۲۱. جاوید ایران
۲۲. حامد توحیدی فر
۲۳. سایت حامی دموکراسی و همبستگی
۲۴. سایت تارنمای فردا
۲۵. سبز آزادی
۲۶. کمرنگ و پررنگ
۲۷. تارنمای فردا
۲۸. دماوندیه
۲۹. باران آزادی
۳۰. ایران من
۳۱. تبرزین
۳۲. آنتی حماقت
۳۳. سیخونک
۳۴. ستاره ی ایران
۳۵. سایت فضول محله
۱) در همین رابطه حزب پان ایرانیست گفتگویی با رضا کرمانی انجام داده است که مختصر اینجا گذاشته می شود:
به عنوان آخرین سوال، فکر میکنید راه برو رفت از بحران ایران چیست؟
فکر میکنم اتحاد گروههای سیاسی مختلف تنها با اتحاد و همبستگی میتوانند حرکتهای موثری انجام دهند. نگاهها باید به داخل باشد. دیگر نباید ملت ایران منتظر هواپیمایی باشند که مانند سال ۵۷ از خارج بیاید و سرنوشت کشور را تغییر دهد. جوانان ایران باید آگاهانه در مسیری گام بردارند که خودشان بتوانند سرنوشت مملکت را تغییر دهند.
نکته مهم ایجاد یک وحدت ملی است به خصوص الان که ایران در خطر تجزیه و حمله نظامی کشورهای دیگر قرار دارد. ما نباید بگذاریم اختلاف ما با حکومت کشورمان را در خطر قرار دهد یا حقوق و امنیت ملیمان با تهدید مواجه شود.
و کلام آخر؟
من از تمام گروههای ملی گرا میخواهم که با هم متحد شوند و به سوی تعریف اهداف مشترک گام بردارند. اختلافات گذشته که در مورد دکتر مصدق یا محمد رضا شاه پهلوی و همچنین حمایت از روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی وجود داشته را باید فراموش کرد و در این روزهای حساس و سرنوشت ساز برای ایران به سوی همبستگی گام برداشت. اختلاف دیدگاه بین احزاب مختلف ملی طبیعی است و به همین دلیل است که هر کدام در حزبی مشغول به فعالیت هستیم اما ما باید بتوانیم چنان عمل کنیم که یک حکومت مبتنی بر حاکمیت ملی بیاید سر کار و در تمام موارد آرای مردم حاکم شود.
.......
۲) به فعالین سیاسی هم در رابطه با خطر جنگ گوشزد شد که مطلب در تارنمای ایران گلوبال نیز انتشار یافت، چکیده ای از مطلب منتشر شده در ایران گلوبال
یکی از مهمترین خطراتی که در شرایط کنونی به آن نزدیک می شویم خطر وقوع جنگ است که بنا به شواهد موجود در این شرایط نتنها شعار نیست بلکه جامه عمل به خود گرفته است. دستیابی ایران به غنی سازی با خلوص بالا و نزدیک شدنش به 90% که بعد از آن زمانی برای رسیدن به بمب اتمی نمی ماند باعث شده کشورهای غربی سیاست تحریم و انزوا و گفتگوها دیپلماتیک را غیر کارامد بدانند و با توجه به زمان اندکی که مانده تا جمهوری اسلامی به این فناوری دست یابد تنها عامل بازدارنده را حمله نظامی بدانند. آمریکا مدت مدیدی بمب های سنگر شکنش را به اسراییل نمی داد ولی اکنون تحویل دادن بمب های سنگر شکن به اسراییل . همینطور ناوهای آمریکایی موجود در خلیج فارس که مسلما برای هالیدی نیامده اند و همچنین موضع گیری های رسمی و واضح سیاستمداران و گروههای آمریکایی و اروپایی از جمله میت رامنی. بنیامین نتانیاهو. ایهود باراک. رامسفلد و .... همه گواه این واقعیت تلخ هستند که اولتیماتوم نزدیکی حمله اسراییل کاملا واقعیت دارد. اما در این میان ج.ا که در خواب شیرین حمایت روس ها است با تشکیل اتاق جنگ با خوش خیالی به پیشواز جنگی می رود که ایران را به مرز نابودی خواهد کشاند و زن و مرد ایرانی را تباه خواهد کرد.جنگ با اسباب بازی های روسی و چینی که هیچ شانسی در برابر سلاح های پیشرفته غربی ندارد و تنها ویرانی. بدبختی و فلاکت و نابودی تمامی زیر ساخت ها و عقب ماندگی بسیار بیشتر را برای ما داراست. سقوط سوریه این حمله را جلوتر خواهد انداخت
اشتراک در:
پستها (Atom)





