۱۳۹۰ آذر ۱۰, پنجشنبه

ملت ایران اپوزیسیون عافیت طلب نمی خواهد

سبز اللهی. اصلاح طلب. سلطنت طلب. سکولارها. دمکرات ها .سوسیالیست ها و... این همه گروه اینهمه مخالف اینهمه پتانسیل اما دریغ از کوچکترین فایده برای ملت و کشور. روی سخن با سران احزاب و گروه ها است. خودبرتر بینانی که مهمترین فاکتور راهبردی هر حزبی را فراموش کرده اند. " مقبولیت عام مردم " مقبولیتی که امروز چالشی بسیار جدی است بواسطه سیاست های تک گرایانه. محبوبیتی که به حاشیه می رود بواسطه طمع. مردم ایران مردمی خسته اند. مردمی از جنس شرافت و صداقت. کدام ملتی را سراغ دارید که در طی یک قرن این همه مبارزه خونین و سنگین سیاسی را پشت سر گذاشته و چندین جنگ را تجربه کرده باشد؟ کدام ملتی را دیده اید این هجم و پتانسیل آزادی را داشته باشد؟ تا بوده ایران و ایرانی بوده و این مهم است وگرنه تمام شما یک روز آمده و یک روز میروید. مهمترین اصل مبارزاتی هر اپوزیسیونی عشق به مردم و کشور است.آیا این مقوله را در خودتان می بینید؟
آیا اگر این نکته در شماها وجود داشت دست از تبلیغ خود و تخریب دیگری بر نمی داشتید و برای مام میهن و مردم خود بواسطه سرنگونی دشمنان اشغالگر کشور دست اتحاد بسمت یکدیگر دراز نمی کردید؟ امروزه با مرور وقایع دو سال گذشته هر کسی به خوبی میداند که ما از دشمن ضربه نخوردیم. هر آنچه خوردیم از خودی بود. بلوغ و شعور مردم را همین بس که بارها تهران را فتح کردند ولی با مدیریت غلط به خانه ها برگشتند.پس اشکال از مردم نیست. اشکال از مدیریت است. اشکال از جایی است که شعارها همنوا نیست و هدف ها متفاوت. اشکال از وجود افرادی است که منافع خود را برتر از منافع مردمشان میدانند. مردم همین الان هم حاضر به فدا کردن خودشانند ولی در سایه اتحاد و هدفی مشخص و جامع نه برای منافع گروه های عافیت طلب. روی سخن با آنانیست که هنوز نمی دانند و یا نخواسته اند درک کنند این رژیم سقوط کرده و اشکال از ماست که هنوز سرپا است. از شما احزابی که تکبر را کنار نگذاشته و با هم متحد و همصدا نمی شوید و اقیانوسی از مردم را شکل نمی دهید. هر روزی که این دشمنان بر مسند قدرت روزشان را شب می کنند خیانتی به پای شما نوشته میشود که میتوانید ولی انجام نمیدهید.آینده ما در این است. شورایی متشکل از همه اپوزیسیون تشکیل شود با شعار واحد سرنگونی نظام و آینده خود را به صندوق های رای بعد از پیروزی سپردن.با این حرکت هر روز و هر لحظه به موفقیت و آزادی نزدیک و نزدیکتر میشویم. فرصت برای ما هست ولی تا دیر نشده باید متحد شد نه برای خود بلکه برای ایران و ایرانی. امروزه که این رژیم از هر زمان خود منزویتر و مفلوکتر است زمان آن است که با درس گرفتن از گذشته متحد شوید. روی سخن با تمامی شما است و کوتاهی از هر گروه خیانتی است بر حق مردم.یارانمان دربندند و خون شهدایمان هنوز روی سنگ فرش خیابانهاست.سکوت ما مهر ذلت و بی غیرتی است بر پای سند بردگی. مردم اپوزیسیون راحت طلب و عافیت طلب نمی خواهند و بس

۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه

از اول هم آذری های ایران نماد غیرت ایران بوده اند / پاسخ به جفنگیات روزنامه حریت ترکیه

از دو عدد پرچم ترسیدند ! این تیتر روزنامه حریت در مورد اتفاقی است که در بازی تراکتور- فجر افتاد و طی آن 3 نفر از تماشاگران که آرم کشور ترکیه را به همراه داشتند به تصویر کشیده شدند. اقدام 3 نفرمزدورهیچگاه به پای ملت شریف ایران و آذری های غیور نوشته نمی شه و نخواهد شد و همانطور که نوادگان ستارخان و شیخ خیابانی و ... جواب عده ای معدود مزدور را دادند مردم نیز خواهند داد. فقط خطاب به این روزنامه فرصت طلب که نسبت به وقایع زلزله وان و دلسوزی ایرانیان اقدام به عقده گشایی کرده چند خطی می نویسم.



روزنامه ای با عقاید فاشیستی این را بداند که بعضی از این افراد که خود را  آذری میدانند که باید به آذری بودن انها شک کرد چون غیرت یک اذری روی ایران اسوه و جوهر وجودی اوست و یک آذری هیچ جا حرف و حرکتی نمی کند که به این غیرت خدشه ای وارد شود. سالیان سال تاریخ رو ورق بزنیم از جانفشانی های فراوان و غیرت و شهامت آذریهایمان بروی ایران به خود میبالیم. همیشه در طول تاریخ آذربایجان این مهد دلاوران وطن دوست سنگر اول در برابر هجوم اقوام وحشی و بخصوص ترک های عثمانی بوده است. هنوز داغ تجاوزات و قتل عام و کشتار مردم تبریز و خوی توسط ترکهای عثمانی در تبریز و خوی فراموش نشده است. حال مگر میشود مردمی که پدران و مادرانشان را بواسطه این متجاوزین از دست داده اند آن هم بر سر مام میهن بیایند و به جانبداری از آنها بخواهند زیر یوغ بردگی آن متجاوزین که دستشان به خون اجدادمان آغشته است بروند؟! " عاشقم من به تو از پا به سر ای خاک آمیخته با خون پــدر"
جوان امروز ایران هوشیار تر از اونی هست که این افراد فکر میکنند . روزنامه منفعت طلب خلیج فارس در گوگل به همت ما ایرانیان ( ترک و کرد و فارس و گیلک و اصفهانی و … ) تغیر اسم داد بهتر است بدانید در قبال آذربایجان هم همینگونه است. نتنها آذربایجان بلکه جای جای این خاک نیز همینگونه است. این تیتر این روزنامه کمک شایانی به ما کرد تا نقاب گرگ هایی که نقش گوسپند به صورت کشیده بر بیافتد. فاشیست هایی که طی سالها تجاوز موفق به تصرف آذربایجان نشده اند و اکنون از در دلسوزی و مظلوم بودن برای انحراف افکار مردم ما پا به میدان گذاشته اند.اینان به واقعیت بارها نشان داده اند که بدنبال حمایت از احقاق حقوق نیستند چه بسا خودشان در منجلاب افکار ماکیاولیسمی و نژادپرستانه غرق شده و اکثریت ملتشان(کردها.ارمنیها.یونینی ها و...) را از بیشترین حق و حقوقشان محروم کرده اند. حال کسانی که دست به جنایت های قومیتی میزنند برای ما و ملتمان کاسه داغ تر از آش شده اند؟! اینان هر روز با شکست بیشتر پانترکیسم مواجه شده و دستشان هر روز بیش از دیروز رو شده و میشود. روزنامه پان ترکیسم گرامی باید به عرض برسانم  از اول هم ترک زبانهای ایران نماد غیرت ایران بوده اند و هستند و خواهند بود. پاینده ایران از آ (آذربایجان) تا ی (یزد)

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

در مملکت امام زمانی نوزاد را گرو می گیرند !


مسئولان بیمارستانی در تهران یکی از چهارقلو‌های تازه متولد شده را تا زمان تسویه کامل صورت حساب 100 میلیون تومانی در بیمارستان گرو نگه داشتند.
«حمید» - 41 ساله - پدر چهارقلوها که به تازگی پروانه وکالت گرفته و به خاطر مرگ یکی از پسرانش و گرو نگه داشته شدن دختر دیگرش - به خاطر بدهی 30 میلیون تومانی – به شدت متأثر بود گفت: من و همسر 29 ساله‌ام سمیه، دو سال و نیم قبل ازدواج کردیم. مدتی بعد همسرم تحت نظر یک پزشک متخصص قرار گرفت. وقتی 5/2 ماهه باردار بود متوجه شدیم فرزندانمان چهارقلو - دو دختر و دو پسر - هستند. بنابراین پزشک همسرم پیشنهاد داد دو جنین را سقط کنیم. اما از آنجا که قلب آنها می‌تپید من و همسرم قبول نکردیم. اول شهریور و در ششمین ماه بارداری همسرم را برای معاینه و تست سلامت بچه‌ها به مطب پزشک معالج بردیم که در کمال ناباوری او زمان تولد بچه‌ها را دو تا سه هفته دیگر تعیین کرد. اما روز بعد حال همسرم دگرگون شد که پزشک معالجش پس از معاینات لازم اعلام کرد بچه‌ها باید به زودی دنیا بیایند. از آنجا که چهارقلوها نارس بوده و زودتر از زمان تعیین شده به دنیا می‌آمدند احتیاج به مراقبت‌های ویژه داشتند. بنابراین پزشک همسرم پیشنهاد کرد زایمان در یکی از بیمارستان‌های خصوصی شمال غرب تهران صورت گیرد. وی همچنین هزینه نگهداری هر کودک در بخش مراقبت‌های ویژه کودکان - ان آی سی یو - را حدود 500 هزار تومان اعلام کرد: ما هم به تصور اینکه هزینه زایمان و نگهداری کودکان حدود 30 تا 40 میلیون تومان خواهد شد پذیرفتیم. غافل از اینکه هزینه هر شب نگهداری هر یک از بچه‌ها را حدود یک و نیم میلیون تومان محاسبه کرده‌اند. ضمن اینکه متأسفانه سه روز بعد از تولد نیز یکی از پسرانم «امیرعلی» به دلیل خونریزی ریه فوت کرد. بنابراین مسئولان بیمارستان قول دادند هزینه یکی از سه فرزند باقیمانده رایگان خواهد بود. چند روز بعد یکی از دختران‌مان به نام «یاسمن» دچار مننژیت شد و پزشکان اعلام کردند او باید هر چه سریع‌تر تحت عمل جراحی قرار گیرد. البته با لطف خدا و تلاش به موقع پزشکان او زنده ماند. با این وجود به دلیل اینکه وزن سه قلوها به مقدار طبیعی نرسیده بود پزشکان اعلام کردند باید از آنها همچنان در بخش مراقبت‌های ویژه کودکان (ان آی سی یو) نگهداری شود. ما هم برای نجات جان بچه‌ها چاره‌ای جز این ندیدیم. سرانجام با تلاش به موقع پزشکان و پرستاران بیمارستان بچه‌ها به وزن طبیعی رسیده و چند روز قبل دستور ترخیص آنها صادر شد. من نیز با فروش خودرو و پولی که برای ودیعه اجاره دفتر وکالت کنار گذاشته و نیز مقداری قرض از آشنایان حدود 60 میلیون تومان بابت ترخیص دو فرزندم پرداختم. ضمن اینکه قرار شد دختر دیگرم رایگان ترخیص شود. اما چند روز بعد وقتی دخترم به وزن طبیعی رسید و قصد داشتم او را نیز ترخیص کنم مسئولان بیمارستان اعلام کردند که بابت هزینه‌های درمان این نوزاد نیز باید 40 میلیون و 500 هزار تومان بپردازم. من که با شنیدن این موضوع شوکه شده بودم اعتراض کردم که معاون بیمارستان گفت: ما فقط می‌توانیم همانند دو نوزاد دیگر فقط 25 درصد از کل هزینه‌های بچه را کسر کنیم. با این حال 8 میلیون تومان دیگر به حساب بیمارستان واریز کردم و از آنها خواستم بابت باقیمانده بدهی چک دریافت کنند. اما آنها قبول نکرده و گفتند فقط در صورت تسویه حساب نهایی می‌توانم فرزندم را ترخیص کنم.
پدر بچه‌ها ادامه داد: در این مدت از برخی مقام‌های مسئول در وزارت بهداشت و مجلس نیز نامه و قول مساعدت گرفتم اما متأسفانه مسئولان بیمارستان هیچ اعتنایی نکردند. حال آنکه تاکنون و در مجموع برای هزینه زایمان، نگهداری فرزندانم، داروها و نقل و انتقال نوزادانم با آمبولانس حدود 71 میلیون تومان پرداخته‌ام و مسئولان بیمارستان نیز 23 میلیون تومان تخفیف داده‌اند. اما برای ترخیص فرزند دیگرم 30 میلیون تومان دیگر خواسته‌اند که در این‌باره با مشکلات جدی روبه‌رو هستیم.
سمیه - مادر بچه‌ها - نیز در حالی که به شدت نگران وضعیت فرزند گرو نگهداشته در بیمارستان است گفت: شوهرم چهار ماه قبل پروانه وکالتش را گرفته و در حال حاضر مستأجریم. تاکنون نیز هر چه داشتیم فروخته‌ایم و از خیلی‌ها نیز پول قرض گرفته‌ایم. اما متأسفانه مسئولان بیمارستان با توجه به شرایط ویژه فرزندان ما همکاری لازم برای ترخیص نوزاد باقی مانده در بیمارستان را انجام نمی‌دهند. حالا هم به شدت نگران سلامتی فرزندم هستم. چراکه وقتی یکی از پسرانم فوت کرد تا یک هفته همه در شوک بودیم و...

۱۳۹۰ مهر ۲۸, پنجشنبه

دریاچه همچنان جان میدهد / اشک های مردمی دریاچه را زنده نگاه داشته است نه دولت

حدود 2 ماه از اعتراضات مردم آذربایجان به عدم رسیدگی دولت به احیای دریاچه ارومیه می گذرد.تنها بهانه برای ساکت کردن مردم به این اعتراضات وعده میلیاردی دولت برای احیای دریاچه ارومیه بود ولی از آن روز نه تنها یک هزار تومانی در این راه خرج نشده بلکهبه کلی به فراموشی سپرده شده است .در این میان دریاچه تشنه ارومیه مظلوم واقع شده است و هر روز خشک تر و خشکتر میشود .نکته جالب در این میان وعده های دروغ دولت بود که مثل بقیه وعده های دیگر خود برای فریب مردم بود کما اینکه مردم به این وعده های دروغ آشنا هستند ولی به دولتی که خود را سردمدار مدیریت جهانی میداند ولی در احیای یک دریاچه ای که خود مسبب خشک شدن آن است عاجز مانده است.با این حال مردم کماکان منتظر عملی شدن وعده ها هستند و مطمئنا صبر ایوب نخواهند داشت https://www.facebook.com/Azerbaijani.Official.Page فیسبوک آذربایجان 90/07/28

۱۳۹۰ مهر ۱۰, یکشنبه

ishcrieno sennata غذای ایرانی در رستورانهای اسپانیا

این غذای مقوی ایرانی به تازگی طرفداران زیادی را در اسپانیا به رستورانهای مادرید کشانده است. برخی از این طرفداران طبخ خوب مزه دلچسب و مقوی بودنه این غذا را عامل اصلی انتخاب خود بیان کردند.